تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
آقايان در ايام هفته دوشنبه و جمعه را در خانه‌هاى خود تشكيل مىدادند و ساير انجمنها كه متعلق به طلاب و غيره بود و انداختن اعلانات و شبنامه‌ها در معابر و اسواق و مجامع و مدارس عين الدوله را به خاطر رسيد كه به تدبير مردم را ساكت نمايد و تقصير را از خود رفع كند . يك روز در باغ شاه مجلس منعقد نمود مركب از غالب رجال دولت و عنوان كرد كه دستخط عدالتخانه صادر شده . من تا به امروز به مسامحه و طمأنينه گذرانيده‌ام ولى آقايان از اين كار دست برنمىدارند و هرروز پيغام شفاهى و كتبى از آنها مىرسد . مردم هم از نوشتن اعلانات و شبنامه‌ها منصرف نمىشوند . تكليف چيست . آيا صلاح مىدانيد كه برحسب دستخط شاه عمل نمائيم و يا صريح جواب گفته و در مقابل ايستاده ممانعت كنيم . اگر به استعمال قواى دولتى باشد . همگى حضار ساكت شدند . اتابك تجديد در سؤال كرد . احتشام السلطنه كه مرد بىغرض وطن‌خواه عالمى است جواب گفت صلاح دولت اجراى دستخط است . براى اينكه اگر دستخط شاه اجرا نشود ديگر ملّت اعتماد به قول و دستخط شاه نمىكنند . تأسيس عدالتخانه براى دولت ضررى ندارد . امير بهادر نقض جواب او را بيان نمود و گفت صلاح بر عدم اجراء و دستخط است ، چنانچه در تأسيس عدالتخانه پسر بقال با پسر شاه يكسان است ، دخل حكام از بين مىرود . احتشام السلطنه به امير بهادر گفت خوب است چشم از موهومات هوائى كه ظلم بر نوع است پوشيد و به حال مردم رحم كرد . حاجب الدوله مقوى قول امير بهادر گرديد . ناصر الملك هم ظاهرا تأييد اين قول را نمود . احتشام السلطنه استدلال كرد كه تأسيس عدالتخانه بر قوّهء دولت و ملت مىافزايد و نواقص مملكت را اصلاح مىنمايد . امير بهادر خشونت كرد گفت مىخواهيد شاه را ضعيف نمائيد . احتشام السلطنه گفت من ميل دارم شاه ما مثل امپراطور آلمان و انگليس مقتدر شود . شما مىخواهيد مثل خديو مصر و امير افغانستان و غيره او را بنمائيد . امير بهادر متغيير گرديد و گفت خوب است شما برويد آلمان . در آن وقت احتشام السلطنه را مأمور سرحدّ ايران و عثمانى كردند و نخواستند در ايران بماند .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 303 | ايرج افشار