شده و افكار آزاد ما معيوب گشته ، حقوق ما را تصاحب كردهاند و حدود ما را تغاصب نموده . كليهء بلاد فاسد و بازار تجارت كاسد است .
مگر نمىشنوى فرياد مظلومان را از دست حكام ظالم .
مگر نمىدانى امسال پانصد دختر ايرانى به تركمان فروخته شد .
مگر خبر ندارى كه هر سال كرورها مردم از ايران به روسيه و عثمانى و هند مىروند و رعيّت خارجه مىشوند .
مگر اطلاع ندارى كه پول ما تنزل كرده .
مگر نديدى كه سرباز دولت از گرسنگى حمالى و هيزمشكنى مىكند .
مگر مطلع نيستى كه عقلاء مملكت و دانشمندان ملت و اشخاص با تربيت بيكار و در گوشهء فقيرى خزيدهاند .
مگر به عرض نرسيده كه اين مملكت كيان است و اين سلسله جانشين ايشان .
مگر عرض نكردند كه سرحد مملكت ما پنجاب بود تا بوغاز قسطنطنيه .
مگر نخوانده [ اى ] كه در زمان بهمن پنج كرور لشكر مسلح به طرف يونان از ايران حركت نمود .
مگر نمىدانى كه دست خارجه در اغلب دواير دولتى بند شده و دست ديگران را قطع كردهاند .
تمام اينها از شخص صدارت شناخته مىشود . اگر فلان حاكم در اقصى بلاد ايران بىاعتدالى نمايد از شخص صدارت راه تعدّى مىپندارد .
شك نيست كه دولتيان ايران ، مختار كل و فعّال مايريدند و صلاح مملكت را به خيال خود بهتر مىدانند و ما هم تسليم داريم . فقط مقصود دو نكته است :
اول بقاى دولت ، دوم رفاهيت ملّت كه جز در سايهء قانون حاصل نمىشود .
رفاهيت و امنيت تامّه و عدالت مطلقهء هيچ دولت پايدار نمانده مگر با قانون .
هيچ مملكت و ملت متمدن نشده مگر به قوهء جبريه . تا دولت با ملت همراهى نكند نائل به هيچ مقصودى نتوان شد . به علاوه ما امنيّت نداريم ، مردم به مال خود مسلّط نيستند .
در اين دوره پريشانى ملت از همه ادوار بيش است . پاركهاى عالى كه ديده مىشود خانهء رعيت است كه خراب شده . شرابهاى رنگين كه در آن پاركها به مصرف مىرسد خون دل مظلومان است . خوب است شاهزاده اتابك اعظم سفرى در ساير بلاد و قرى فرمايد ، خانههاى رعيتى را ببيند كه ده خانوار محتاج به يك ظرفاند .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 282
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٨٢