اتابك اعظم عزل و تبعيد به فرنگستان و نواب عين الدوله به وزير اعظمى مفتخر شد .
اين صحبتهاى مخفى اهل درد را كمكم بر سر شوق و هيجان آورد و زمزمهها از گوشه و كنار بلند گرديد و پرده دريده شد . به حدّى كه مردم علنا با يكديگر در محافل و مجالس از وطن و حبّ وطن گفتگو مىنمودند . تا در عشر ثانى اين ماه حضرت . . . « 1 » آقا سيد عبد اللّه مجتهد بهبهانى كه اسّ اساس و مصدر كل بود در منزل خودشان كه مجلس روضهخوانى بود و مردم ازدحامى داشتند به نفس نفيس روى منبر رفته مردم را بعد از موعظه تلقى فرمود و از دسائس حالات ديوانيان شرحى بيان و بر اجحافات مسيو نوز وزير گمرك و تعديات جائرانهء اولياى امور ديوانى آنچه توانست گوشزد مردم نمود ( مسيو نوز قبل از اين واقعات با عمّامه خود را به زىّ علماء مذهب اسلام درآورده عكس انداخته بود . عكس او انتشار يافت مايهء دلتنگى علماء شد ) .
در اين روز حضرت حجة الاسلام مخصوصا اين نكته را متذكر گرديده مهيج حال مردم شدند . مردم هم به سختى به هيجان آمده ، جمعى از علماء اعلام مثل صدر العلماء و آقا سيد احمد طباطبائى و آقا شيخ محمد رضاى قمى و حاجى شيخ مرتضى و بعضى ديگر از ائمه همراهى با آقا سيد عبد اللّه نمودند و در مردم غوغائى كردند . ولى بعضى از ائمه مساعدت نكردند و نگذاشتند كه عين الدوله هم مساعدت كند . بلكه بر اعتبارات نوز افزود و مخصوصا لجاج نمود كه نوز را علىرغم ميرزا على اصغر خان مىخواستم عزل كنم ولى به رغم آقايان عزل نخواهم كرد .
از اين طرف آراء بر اين قرار گرفت كه آقا سيد عبد اللّه را بايد از نكتهاى ملتفت كرد و به آقا ميرزا سيد محمد همدست نمود و به مظاهرت اين دو بزرگوار . . . مملكت را چيره نمود . جمعى از اهل حل و عقد همت گماشتند كه حواشى آقا سيد عبد اللّه را از كنه مقصود بياگاهانند و خود آقا را نيز ملتفت سازند كه علاوه بر مظاهرت مسئله بايد نوعيّت داشته باشد تا بتوان پى به انجام مقصود برد و شخصيت را كنار بگذارند .
در مجمعى كه بعضى از موثقين آقا سيد عبد اللّه بود مذاكرات نموده قرار شد كه از عزل مسيو نوز بحثى ننمايند و عمده مقصود را كه اسما و ظاهرا عدالتخواهى است پيشنهاد كنند و اهميت بدين اسم بدهند و در باطن عزل عين الدوله مقصود است . چند روز بعد مجلسى آراستند و عقايد خود را در تيقظ و آگاهى ملت بيان داشتند . پارهاى از
هامش
( 1 ) . نقطهچين در اصل است .