مقدارى از اين مذاكرات در اين مجلس شد و عموما همّت خود را مصروف داشتند كه در آزادى مملكت و ملت با تمام قواى خود همراهى كنند .
در مجلس ديگر كه در آخر ذى حجه تشكيل دادند به حس قوميت از غالب امور مملكت كه در تحت هيچ ترتيبى نبود از قبيل اجحافاتى كه حكام براى جلب نفع بر ارزاق بستهاند يا آنكه كارخانجات مثل قندريزى ، بلورسازى ، يخسازى و مركبسازى كه به هزار زحمت ملت داير نموده ، عين الدوله از رغم و حسادت سابقين همه را باير كرده و ملك التجار مبالغى پول مردم را به اسم كمپانى گرفت و خورده است ، صحبتها نموده هيجانى در اجزاء اين مجلس پيدا شد .
و مبحثى از تعديات مأمورين ايران كه در خارج به اسم قونسول و غيره هستند شد كه با اين همه مواجب كه از دولت مىگيرند و بايد در خارجه حافظ حقوق مسافرين ايرانى باشند به عكس آنها را به انواع مختلفه به مساعدت و همراهى مأمورين دولت خارج گرفتار زجر و تعدى نموده جريمهها مىگيرند و چون در داخله ابواب ظلم بر آنها مفتوح مىشده الزاما ترك وطن مألوف گفته به غربت و زجر مىسازند و اگر در غربت بعد از همه خسارت جانى و مالى بميرد همان قونسولها وارث بالاستحقاق او هستند و آنچه دارند ضبط مىنمايند .
اين مذاكرات كه در حقيقت برهان روح وطنپرستان بود همه را از حال طبيعى خارج [ كرد ] و مجتمعا بر آن شدند كه در بيدارى ابناء وطن بكوشند . جلسات عديده در اينگونه مطالب نموده و در هر جلسه نكتهاى از حال مملكت و ديوانيان متذكر شدند و كلية همم آنان بر ترويج قانون مقدس اسلام بود كه اگر به قانون عمل شود رفع تمام محظور از ملت خواهد شد و حدود اعلى و ادنى در اجراء قانون محدود و محفوظ مىماند و لبّ قانون اسلام را كه حفظ حدود و حقوق نوعيت است خوارج اخذ نموده و ايرانى [ ها ] به واسطهء سوء فشار مستبدين و قاجاريه از پيروى آن دور افتادهايم .
عمدهء مقصود آن بود كه علماء را با خود همدست نمايند و براى معاونت خيال حضرت حجة الاسلام آقا ميرزا سيد محمد طباطبائى ديگرى از علماء را برانگيزانند و مقصود را از پيش ببرند . حاج شيخ فضل اللّه نورى را كه ظاهرا از علماء اعلام بود و از نيّت او واقف نبودند با خيالات مكنونهء خود برآغاليدند و داخل در مجمع كردند .
در اين موقع كه مقارن با عشر اول محرم 1323 [ بود ] ميرزا على اصغر خان
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 278
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٧٨