تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
حيات محو است و توقع وفا از عجوزهء مكارهء دنيا سهو ، زمام عقل و جان و عنان نقل و جنان به قبضهء قدرت پادشاه ابد و ازل است و در حوزهء ارادت اوست فلذلك محمد نبى خان اين حال را معلوم و محقق نموده به تاريخ سيوم ديسمبر سنهء 1815 عيسوى در بقعهء متبركهء حضرت سيد [ 82 ] مير محمد عليه السلام به سراى سرور خلد رحلت و بر اقامت اين مقام عدم انجام راجح ديده و قباى بقاى تعين كونى از قامت عديم الاستقامت وجود فانى متخلع و ترك تغييرات مموّههء حسّى و طرح تعلقات عقلى و قياسى نموده نفس سليمش به امر ارجعى الى ربك راضى گرديده و مرغ روحش از او كار عالم افكار و نشميمن عقل و حس مستعار به سراير قدس و ارائك ملائك انس طيران نمود و در گلستان جنان مقام نمود . الامر من اللّه العليم القدير و الحكم لله العلى الكبير و نعش آن مرحوم را در صندوقى امانت گذاشته و با جناب شيخ على نامى روانهء عتبات عاليات نمودند و در آستانهء مقدسهء حضرت امام حسين عليه السلام مدفون آمد و قبرش نزديك قبر شاهزاده محمد على ميرزاى كرمانشاهى است .

مسير طالبى تأليف ميرزا ابو طالب خان - سنهء 1812 مطابق سنهء 1228 هجرى

در عهد فرخنده مهد نوئين اعظم لارد مينتو
( Lord Minto )
فرمانفرماى كشور هند وقايع سنهء 1218 هجرى ذكر به قتل رسيدن حاجى خليل خان ايلچى ايران در بمبئى ، ورود نعش به عتبات و چون با وجود طاعون مستر وى
( Mr . Way )
موافق قانون مستمرهء انگليس خلاف حكم گورنر جنرل نمىتوانست كرد عزم مراجعت جزم نمود و نعش را به آقا نظر على داماد آقا نبى سوداگر مشهور بصره كه به حكم قرابت و التماس مستر منستى
( Mr . Manesty )
رفيق جنازهء مذكور بود باز گذاشته برگشت . اما چون بدين مكان كه من متوقف شدم [ 83 ] رسيد مستر منستى كه خبر طاعون را شنيده و از بطن كار خبر نداشت از ترس اينكه همراهيان مستر وى كسى طاعون به همراه آورده باشد وى را از دخول عمارت معقل منع و در اين مكان توقيف كردند . چنانچه تا روز ورود من بر كشتى يا در آن مكان مىگذرانيد آن روز ميهمان او بودم و او خبر من به مستر منستى فرستاد . شامش مستر منستى بدان مكان آمد . از دور با من ملاقات كرده به مستر وى