يك مراسلهاى به جناب جلالت مآب نوئين اعظم فرمانفرماى كشور هند نگاشته مواجب هشت سالهء آيندهاش فى ماهى يك هزار روپيه سكهاى نود و شش هزار روپيه سكه را قرض خواست و پسرش عبد الرّحيم خان نيز مواجب پانصد روپيهء آيندهاش را گرو داد .
و اين عريضه مقبول آمد و از هندوستان نود و شش هزار روپيه سكه نزد مستر بروس فرستادند و رسيد آن مبلغ را آخر الذكر از پدر و پسر در سه نسخه گرفت كه تاريخش 18 محرم سنهء 1229 هجرى مطابق اول جنورى سنهء 1814 مسيحى است و مستر بروس حسب الفرمان سر گوراوزلى موازى سى و شش هزار تومان را به جهت خلاصى خان موصوف و اتباعش قبول نمود و نظام الدوله نيز به جهت عفو گناهان محمد نبى خان تعهد كرد فرمانى طلب نمايد و الحالة هذه يك فرمانى به نام خان آخر الذكر و يكى به نام مستر بروس از طهران [ 81 ] طلبيد و تاريخ اين فرامين جمادى الثانى سنهء 1229 هجرى است و نظام الدوله اينها را مستمسك نموده موازى پانزده هزار تومان از مستر بروس على الحساب گرفته انواع معاذير به ميان آورد و عذرش يكى اين بود كه فرمانهاى فوق كافى نيست و به جهت حصول مرام فرامين مخصوصهء پادشاهى در كار است . بناء عليه مستر بروس روانهء طهران گرديد و نظام الدوله نيز از عقبش روان شد . و مستر بروس به ورود طهران به ايفاء وعد و اجراى عهد اصرار نمود . لكن چون نظام الدوله عزمش ثابت نبود و مىخواست كه خان موصوف در بست عمرش را به آخر رساند لهذا عذرها مىآورد كه كسى ياراى گشودن اين مطلب را به حضور پادشاهى ندارد .
و چون مستر بروس استنباط كرد كه مقصود رسالتش به عمل نمىآيد جميع مراتب را به سمع سر گوراوزلى رسانيده به محل مأموريت خويشتن برگشت و از بوشهر يك كاغذى به خان موصوف نوشته ارسال داشت و در خصوص رهائيش از بست عدم مداخله اظهار داشته اين را افزود كه نود و شش هزار روپيه سكهء عنايتى فرمانفرما در حالتى كه رهائى ميسر نگردد و جوهات مرسوله را به هندوستان خواهد فرستاد و اين تاريخش 5 مى سنهء 1815 عيسوى است .
و چون دلائلى غيبى و حسى و شواهد يقينى و قياسى دلالت نموده است كه دنياى دنى خاكدان غرور و سلولتسراى سرور نيست و نقش دوام و ثبات از لوح بقا و
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٦١