تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
ايشان است و به اعليحضرت پادشاهى چنين فهمانيدند كه خود در شيراز و برادرش در ابوشهر و سواحل فارس به انگليسان ساخته خارك را به ايشان داده است و دور نيست كه يك وقتى تمام سواحل فارس را به ايشان خواهد داد و از آن دولت وظيفه‌اى دارد و مأموريت چنين شخصى در فارس و با سواحل فارس به كلى صلاح دولت و ملت نيست و اعليحضرت پادشاهى نيز به اظهارات غرض‌آميز فتنه‌انگيز ايشان رضا داده به عزل محمد نبى خان و ضبط اموال و املاكش فرمان داد . بناء عليه در مارچ سنهء 1813 تمام اموال منقوله و غيرمنقوله‌اش تخمينا بيست لك روپيه مىآمد ضبط گرديد و خودش نيز در بقعهء متبركهء حضرت سيد مير محمد عليه السلام در شيراز منزوى گرديد و پسرش عبد الرحيم خان نيز كه مقيم طتهران بود او را هم عذاب داده اموالش را گرفتند و حاجى محمد حسين خان كه اكنون به لقب نظام الدولگى مفتخر آمد به جايش به انتظام خطهء فارس مأمور گرديد . و سر گوراوزلى بارونت كه در اين هنگام مقيم دربار طهران بود و از خدمات سابقه و لاحقه و وفادارى كامل و طولانى و نمايان خان موصوف آگاه بود چنان كه فرمانفرما مىفرمايد ( نهم اكتوبر سنهء ( 11806 ) « كه اعاظم رجال كشور ايران هرگاه به طريق انصاف عمل دولت انگليس را در اين موقع تميز بتوانند بدهند ( واقعهء قتل حاجى خليل خان ) همه خيالاتشان اين خواهد بود كه محمد نبى خان كه از صغر سن اخلاص خويشتن را به فوايد انگليسيه اظهار نمود و ايضا در هنگام قتل حاجى [ 80 ] خليل خان كه از نزديكان اوست محض آنكه نام و اعتبار آن دولت را ( دولت انگليس ) از افتراها و اشتباه‌كاريهايى كه در آن زمان در السنه و افواه بر آن حادثهء جانكاه جارى و سارى بود پيش آمد تا مدافعه نمايد به جهت اثبات مدعا و نيتش همين‌قدر كافى است كه خود او شخصا به طهران شتافته و خدمت سفارتى كه در آن زمان مىخواستند از ايران به هندوستان بفرستند برعهده گرفت ، آيا در عوض اين خدمات عمده عوض چه يافت » . به مستر بروس باليوز بوشهر چنين فرمان داد كه شيراز رفته خان موصوف و عيالش را از بست نجات دهد و او حسب الفرمان در ماه سپتمبر سنهء مذكور وارد شيراز گرديد و چون از نظام الدوله خلاصيش را خواستار شد وى گفت تا سى و شش هزار تومان باقى حساب ديوان را به من ندهى او را رها نخواهم كرد . بنابراين محمد نبى خان