( روضة الصفاى ناصرى - جلد نهم - صفحهء 163 ) ( واقعهء قتل حاجى خليل خان قزوينى سفير ايران و عذرخواهى فرستاده دولت بهيه انگليس و سفارت محمد نبى خان قزوينى در آن ملك و سامان 1219 هجرى )
و محمد نبى خان همشيرهزادهء حاجى خليل خان قتيل مذكور را به جاى او روانه فرمود . در روز ورود او به بندر بمبئى او را استقبال بزرگى كردند و كمال حرمت به ظهور آوردند و ماه پنج ماه در نهايت عزت و جاه در آن ولايت همى زيست و ارتفاع و انتقاع منزلت و دولت يافت . و از جمله تشريفات و تكريمات سفير ايران آن بود كه روزى او را به تماشاى جنگ غراب تكليف نمودند و در آن جنگ غرابى كه دوازده هزار تومان بها و اسباب داشت به ضرب گلوله محترق آمد . در نظر ميزبانان عظمى نداشت و محمد نبى خان مدت سالى در آن ديار به عزت زيست و زياده از پنجاه هزار تومان به وى و اسماعيل [ 85 ] خان ولد حاجى خليل خان ابذال رفت و مبلغى مقرر و معين همه ساله خونبهاى او را به فرزندش همى دادند و نيز دهند و محمد اسماعيل خان در اين زمان در فرانسه در پاريس بدان مقررى عيش مهنا همى كند . چه خون بزرگ را خونبهاى بزرگ درخور است . و محمد نبى خان پس از مراجعت به منصب وزارت نواب شاهزاده حسينعلى ميرزا فرمانفرماى فارس مفتخر آمد و مدتها در آن منصب و جاه و حشمت و دستگاه بماند تا در مقام خود از خاتمهء حال او ذكرى رود . »
( جلد اول تاريخ قاجاريه از مجلدات ناسخ التواريخ شرح سلطنت و جهانگيرى فتحعلى شاه قاجار وقايع سال 1218 هجرى )
« به جاى حاجى خليل خان محمد نبى خان خواهرزادهء او را سفير فرموده و او طريق منبئى گرفت . روزى كه بدان بلده درمىآمد دويست هزار تن از سپاهى و رعيت او را پذيره شدند و بدين مكانت و عظمتش به شهر درآوردند . آنگاه او را روزى به نظارهء لشكرش سير دادند و روز ديگرش به تماشاى كشتيهاى جنگى بيرون بردند و محمد نبى خان پرسش نمود كه گلولهء توپ بر چوب تا چند كار كند و كشتى را چه مقدار زيان رساند و آگاه نبود كه بهاى يك سفينهء جنگى چند است . اما كارگذاران انگليس توپها را به يك سفينهاى كه ده هزار تومان بها داشت گشاد دادند و آن كشتى را يكباره نابود