و تخمينا بيست و دو روز در بوشهر توقف نموده در پايان بالاخره بلاوصول ميهماندار به تاريخ 27 مارچ صبح ساعت هفت روانهء شيراز شديم و محمد جعفر خان و ميرزا ابو الحسن خان و اتباع و سپاه و سپاهيان سوارهء در گون و توپچيان فرنگى پادشاهى و سارجنتهاى فوج 47 تماما سواره و سواى اينها جلوداران و مهتران و خدمتكاران فرنگى با لباسهاى فرنگى و ايرانى و عربى و هندوستانى بدينسان يك سوارى بسيار بزرگ طولانى مرتب گرديد و غير از اينها شاطران در ركاب ايلچى روان و حين روانگى يك شنليك سلامى بزرگ از ليون جهاز پادشاهى و از توپخانهء [ 70 ] ايران سر دادند و اوزلى خانم و دخترش در پالكى كه از بمبئى همراه آورده بودند سوار شده و بيست نفر پالكىبردار هندى به دوش برداشته مىبردند و به جهت خدمهء زنانهء فرنگى كجاوه مقرر آمد . و اوزلى خانم گاهى بر تخت روان مىنشست .
و تا على چنگى كه شانزده ميلى بوشهر است رسيده فرود آمديم . و اين منزل اول ماست و نزديك على چنگى از چاه كوتاه گذشتيم و در اينجا عربهاى دموخ سكنى دارند و جماعت مذكور نهايت شجاعت و قدامت و آزادى داشتند و بدين جهت بعضى رسومات راهدارى و گمرك براى ايشان معاف آمده بود . و بدين سبب نسبت به ساير طوايف اموال و اسبابشان ممتاز و براى تحصيل اموال و اسبان محمد جعفر خان اظهارات غرضمندانه به خدمت برادر عرضه داشته به جهت استيصال و اخذ اموال طوايف مذكور طرحى ريخته . اگرچه علايقشان به شيخ نصر حاكم سابق بوشهر نمايان بود ولى نسبت به دولت تقصيرى نداشته .
و محمد نبى خان به اشتباهكاريهاى برادر اعتماد و اعتبار نموده بنابراين محمد جعفر خان در ماه فبرورى سنهء 1809 بهانهء خلعت دادن جميع مشايخ دموخ را در خانهء خود طلب داشته و رستم بيك گرجى و سوارانش كه حسب الفرمان براى اجراى اين عمل از شيراز مأمور شده حاضر بودند ايشان را گرفته و زنجير كرده قيدوبند نمودند و سواران به چاه كوتاه رفته خانه و اموالشان را غارت و زن و بچهشان را اسير كردند و يكى از مشايخ دموخ بعد از چند هفته قيد شبانه هنگام غلبهء خواب به پاسبانان تنگستانى گردنش را از زنجير بيرون آورده مشايخ ديگر را نجات داده آهسته به كوچه درآمد . ولى پاسبانان خبردار شده تعاقب نمودند و همه را گرفته باز به قيد خانه [ 71 ] بردند و زنجير كردند . سواى يك نفر از آنها كه او حمايت يكى از صاحبان انگليسيه
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 253
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٥٣