تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
دوستانه استوار داشته و در حق سفارت وى كمال تكريم و غايت تعظيم معمول مىداشت . شاهزاده حسين على ميرزا و محمد نبى خان هردو ملكم را و اعضاء سفارت او را روزانه به تماشاى سانهاى نمايان و شكار و سير و تماشاى باغ و بوستان و شبانه به ميهمانيهاى درخشان و چراغانهاى شايان دعوت مىكردند و تا مدتى دراز سواى عيش و عشرت و تماشا و مسرت و شادمانى اهالى در شيراز ديگر كارى نبود . و در پاى همين صفحهء 8 چنين مىنويسد كه محمد نبى خان برادرزن حاجى محمد خليل خان كه در بمبئى به قتل رسيد ملكم را و اتباعش را روزها به سانهاى نمايان و شبها به ميهمانيهاى شايان دعوت مىكرد و تا اندك زمانى سواى خوشحالى و خوشنودى عمومى ديگر چيزى در ميان نبود . و در صفحهء 65 همان كتاب چنين مىگويد كه به سر گوراوزلى از هندوستان نوشتم كه هنرى مارتين
( Henrt Martin )
[ 66 ] كه الحال خيال سياحت ايران را دارد بلا شك انجمن آراى غربى است . و اين هنرى مارتين يكى از قصيص‌هاى بنگاله است و روانهء خليج است ( خليج فارس ) . از من خواهش نمود كه يك سطرى براى او ( سفارش‌نامه ) به حاكم بوشهر بنويسم و نوشتم و ايضا يكى به محمد نبى خان . لكن من او را برحذر ساختم كه تا از شما حكم نرسد از بوشهر حركت نكند . » خلاصه سرجان ملكم بعد از چندى توقف از راه اصفهان وارد طهران شد كه مفصّل احوالاتش در تاريخ عليحدهء ملكم مذكور است و در اوايل يك هزار و هشتصد و يازده ( 1811 ) سر گوراوزلى بارونت از طرف قرين الشرف اعليحضرت پادشاه كيوان بارگاه انگلستان و سفارت دربار ايران به معيت ميرزا ابو الحسن شيرازى كه در آن وقت به سفارت دربار لندن مأمور شده بود روانه به معاودت و از راه دريا به جزيرهء رايود جناريو كه در آن عصر به تصرف جماعت پرتگاليهء فرنگ بود رسيده و از پوزهء اميد گذشته و به سرانديب كه قدمگاه حضرت آدم عليه السلام است رسيده و از سواحل مليبار گذشته به تاريخ 16 جنورى سنهء 1811 بمبئى رسيدند . و ميرزاى مذكور و سر گوراوزلى هردو فرود آمده در يك خانه كه قبل از ورود مع لوازم به جهت ايشان مرتب داشته بودند منزل كرده و از جانب حكومت بمبئى مستر كودوين مهماندار شد و بعد از اندك توقف بالاخره به تاريخ 30 جنورى روانهء