تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
مع شنليك دريا و خشكى پائين رفتيم و دستهء موسيقى كپتان هيت كوت تا به كناره همراهى نمودند و از محاذى جهاز پنجاه توپى نادر شاه گذشته و قريب بندر كشتيها و جمعيت زيادى به استقبال آمدند . و هنگام نزول كناره محمد جعفر خان و عبد الله آغاى ترك متسلم سابق بصره و ميرزا ابو الحسن خان و اعزه و تجار با كمال تعظيم و تكريم ايلچى را پذيرائى نمودند و در كوچه و بازار سپاهان كوتى و سوارهاى هندوستانى و سپاهيان توپخانه و سارجنتهاى فوج چهل و هفتم از طرفين صف بسته و سپاه و سوار و جمعيت زيادى ايرانى كنارهء دريا صف احترام بسته و در كوچه و بازار و گوشه و كنار و بالاى بام زنها در چادرهاى سياه مشغول سير و تماشا بودند و ازدحام غريبى شد و صورتشان مستور بود و از بندر تا دار الاماره رفته به بالاخانه درآمديم و نظر به عادات و رسوم فرنگ براى ما كرسيها مهيا و قليان و قهوه و چائى و گلاب و شيرينى و ميوه آوردند . و اوزلى خانم زوجهء سر گوراوزلى با خدمه ميهمان خانم حاكم شدند و كپتان هيت كوت پالكى اوزلى خانم را تا دروازهء حرم برده رسانيد و اوزلى خانم سه زن و يك طفل خردسال و خدمهء زيادى ديد و اين ديدن انجام يافت . پس از كوچه‌هاى [ 69 ] تنگ سواره گذشته و از دروازه بيرون آمده صحرائى شديم و پيش‌روى ما پهلوانان ميل مىگرفتند و بازىكنان مىرفتيم و يك امردى لباس زنانه پوشيده مىرقصيد و لوتى مذكور نيز هنرهاى خود را تكرار مىكرد و از شنليك توپ و تفنگ و آواز نقاره و كرناى گوشها كر مىگرديد و سواران دشتستان و فارس بيرون شهر به ما پيوسته جنگ مصنوعى آغاز نهادند و به آئين پيشين سرتاخت برگشته طپانچه و تفنگ به دشمن موهومى سر داده و جريد و نيزه به يكديگر . مىانداختند پس بدين‌سان به اردو كه يك ميل و سه ربعى جنوب شهر واقع بود رسيديم و به خيمهء بسيار وسيعى درآمده جناب ايلچى پاكتهاى دولتى و مكاتيب شخصى را كه همان‌روز از راه اسلامبول رسيده بود مىگشود و فتوحات عساكر نصرت مآثر انگليسيه را در اسپانيا براى حاكم مىخواند كه صفحهء اخبار ناگهان از دستش افتاد و معلوم شد كه برادران مؤلف مستر مورير و سر گوراوزلى هردو در جنگ بوساكو به تاريخ 27 سپتمبر سنهء 1810 به قتل رسيدند و از استماع اين خبر وحشت اثر حاكم و ميهمانان در غايت سكوت و اندوه يكان‌يكان برخاسته مرخص شدند .