انگلستان در ماه جون سنهء گذشته وفات يافت و بعد از اتمام اين صحبت به اندك فاصلهاى رخصت يافته برگشتيم » .
و چون مستر مورير نايب اول سفارت مذكور در اين باب يك كتابى عليحده تأليف نموده است پس قدرى از آن گفته مىآيد و محمد خان نسقچىباشى به موجب فرمان آقا محمد جعفر را تا ورود محمد نبى خان به حكمرانى بندر ابوشهر و مضافات موقتا اعلان داشته شمشير بست ، اكتوبر و نومبر سنهء 1808 و آقا محمد جعفر از اين امر نفرت داشته به هركس چنين مىگفت كه ببين به چه حالى افتادم . التماسم فايدهاى نكرد مجبورا شمشير بستم . و لكن به مجرد وصول آن رتبه مانند مسبوق خود او نيز در كمال بىرحمى بناى كجرفتارى به مردم گذاشت . بلا ملاحظه هركس را چوب مىبست مگر مدت حكومتش بس كوتاه شد .
به تاريخ 7 نومبر نسقچىباشى آقا محمد جعفر را گرفته قيد نمود . اين به جهت گريختن حاجى سليمان نامى وزير سابق بوشهر است كه از راه دريا فرار كرده بود .
خلاصه ميانهء قيد و تسليم حاجى سليمان و اداى بيست هزار تومان مخيّر آمد و چون به هيچيك از شروط راضى نگرديد ناچار قيدش كردند تا بالاخره به گرفتن حاجى سليمان بحرا راضى گرديد . نسقچىباشى ضامن خواست كه در اين ميان خوشبختانه برادرش محمد نبى خان به اسهل وجهى او را از اين مخمصه نجات داد و نسقچىباشى را مىخواست بكشد و او واسطهها مىانگيخت تا گناهش را عفو نمود و در طهران و شيراز نفوذ آقا محمد جعفر [ 55 ] را باز به حكومت بوشهر مفتخر گردانيد و قاصدى كه از شيراز فرمان عزل نسقچىباشى را آورد به خدمتش رسيده مژدگانى مىخواست و آقا محمد جعفر به ديدن سرهرفرد آمد و گوئى امور ماضى در او به كلى تأثيرى ننمود و اهالى آن ولايات به حدى افعال ظالمانهء حكومت در طبايعشان خو گرفته است كه به اين گونه حالات ابدا اعتنائى ننموده در غايت بىفكرى حبس رفته بيرون مىآيند .
و به تاريخ چهارم ديسمبر آقا محمد جعفر از شاهزادهء فارس خلعت يافته جميع تجار و اعزه و سپاه همراهش به استقبال رفته و چون خلعت را از دور ديد از اسب فرود آمد و آورنده خلعت را به او داده پس به خلعتپوشان رفتند و خلعت را در مجموعهاى نهاده با مجموعهء شيرينى پيش آوردند و خلعت پوشيد و تهنيت گفتند و اين يك قبا و يك جبهء ترمهء كشميرى سلسله سمور است و خلعت بها يك هزار تومان شد . فرمان
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٤٢