تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
تعارف بىشمار بدين مضمون « كاغذ شما رسيد و حكايت باطله را كه مىشنوى باور مكن » . قاصد را گفتم برو قدرى آرام بگير كه فردا ترا بايد نزد عبد اللّه آغا بوشهر بفرستم و قاصد هنوز بيرون نرفته كه حاجى يوسف از جيبش كاغذى بيرون آورد و من كاغذ ميرزا بزرگ را فورا شناختم كه به موجب ذيل است . « دوست عزيزم - بسيار مناسب گرديد كه به توسّط عبد اللّه آغا به جاى كاغذ نوشتن پيام زبانى فرستاديد و تمام مراسلات شما را [ كه ] به وزراء طهران الى حال نوشته‌ايد ديدم و هرگاه من پهلوى شما بودم از اين بهتر ممكن نبود و محمد نبى خان آنچه به شما گفت راست است و چگونه اين را به شما گفت من تصور نمىتوانم بكنم و بلا شك به ورود شيراز جميع كارها را درست نموده هر قدر اصرار و الحاح تا مىتوانى به فرمانفرما بكن . هرگاه بعد از آن ديدى كه شك مىبرى و معطل مىشوى يك كاغذى در كمال سختى به ميرزا شفيع بنويس و در طهران فرنسيسان زمين و آسمان را به حركت آورده‌اند كه شرف‌بار نيابى . ولى مىآئى و مىيابى و ميرزا شفيع مأمور گفتگو خواهد شد و يقينا با من شور نموده و بىمن قدم برنمىدارد . و خبر خوشحالى ديگر اين است كه ايلچى شما به اسلامبول رسيد و تمام كارها با دولت عثمانى فيصله خواهد نمود و اين براى ما و شما هردو خوب خواهد شد . هر كارى كه باشد به توسط حاجى يوسف همسايهء عزيزم كه دوست قديم و خالص شماست به من اعلام داريد و آتش دروغ نمىگويد و مىدانى كه چه مىگويم . » و قاصدى كه پنج ماه مذكور از بوشهر آمد و كاغذهاى فرمانفرماى هندوستان را به سرهرفرد جنس رسانيد و چنين نوشته بود [ 51 ] كه ايلچى مذكور معجّلا از ممالك ايران بيرون آيد زيرا كه به جهت اين كار جنرال ملكم بهادر با دو هزار سپاه روانه خواهد شد تا جزيرهء خارك را كه در خليج فارس واقع است بگيرد و اين مايهء اضطراب و توهم ايلچى گرديد . و محمد نبى خان نيز از حركت سپاه انگليس به اولياء دولت ايران خبر داد . و به موجب فرمان آنچه لازمهء صيانت و جمع‌آورى سپاه و آذوقه در كار بود اجرا داشته و حكام ولايات كنارهء دريا را از عزيمت آن جماعت خبر مىداد و مهيّاى مدافعه مىگرديد و محمد خان خشتى را با جماعتى روانهء جزيرهء مذكور ساخت . خلاصه سرهرفرد جنس خان ممدوح را ميانه گذاشته و چنين قرار داد كه يك