سر از جانب پادشاه انگلستان او وارد ايران گرديده است و جنگجوئى فرمانفرماى هندوستان به خلاف رضاى آن پادشاه والاجاه است . پس هرگاه جنرال ملكم بهادر با سپاه فرنگ به خليج فارس در رسد ، بر خلاف سبك آن جماعت خان موصوف طريقهء سلوك و مدارا پيش نموده ايشان را به جزيرهء خارك تا رسيدن اين خبر از لندن فرود آورد .
و سرهرفرد جنس از اين طرف به مكاتيب فرمانفرماى هندوستان اعتنايى ننموده به انجام مهمّات سفارت خود پرداخت و از شيراز روانهء اصفهان گرديد تا زود شرفبار يافته رفع شك و توهم اين قضيه را نمايد . و نواب جعفر على خان بهادر ( جدّ نواب حاليّه ميرزا حسنعلى خان وكيل الدّولهء شيراز كه حالا با كميشن تحديد حدود ميانهء روسيه و افغانستان مأمور است ) كه از ياران جانى و اصدقاء روحانى خان موصوف بود از كازران به سوارى سرهرفرد جنس پيوست و همهء كارها را خان آخر الذّكر به توسّط عبد اللّه آغاى ترك و ميرزا بزرگ با ميرزا [ 52 ] شفيع صدر اعظم براى سرهرفرد جنس و اين قرار دخول سرهرفرد جنس و خروج جنرال غاردان بود ايلچى فرانس از طهران .
و چنان كه مذكور شد به اسهل و احسن وجهى به سعى و نفوذ خان موصوف به حصول پيوست و بنابراين سيزده ماه فيبرورى براى دخول اين و خروج آن مقرر آمد .
پس در كاروانسراى پل دلاك كه چهارده ميلى قم است سرهرفرد اندك طعامى خورده ساعت ده فرنگى قبل از ظهر روانه گرديد كه تمام شب راه رفته در كنار گرد به استقبال طهران برخورد و فردا ظهرش داخل شهر طهران بشود . مگر راه گم شده معطّل گرديد و در عرض راه از طهران قاصدى آمده خبر داد كه جنرال غاردان ديروز از طهران بيرون رفت و به موجب قرارداد استقبال مذكور نيز تا شام منتظر مانده به شهر برگشتند .
خلاصه چهارده فبرورى به سوى طهران روانه و جمعيتى نمايان از شهر بيرون آمده سفارت را استقبال نمايانى نموده به شهر داخل كردند و ناهار و شام را ميهمان امين الدّوله بودند و شانزدهم به تركيب مضمون عهدنامهء فيما بين پرداختند و هفده فبرورى سنهء 1809 شرفبار حاصل نمود كه به موجب ذيل است .
« و چون وارد ارگ شديم و مأمورين كه به جهت بردن ما مأمورند آمدند و يك سوارى بسيار نمايانى تركيب دادند و ما را به حجرهاى بردند و در آنجا قدرى نشستيم و در اين ميان يك مأمورى ديگر آمد و خبر آورد كه پادشاه ايران براى ديدن شما
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 240
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٤٠