تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
يكشنبه 18 دسمبر 1808 بعد از نماز ايلچى و اتباعش سواره به ديدن خان رفتيم و نزديك خيمه‌گاه جماعتى پيش آمدند و پيش افتاده به ايلچى سلام دادند و خان موصوف در خيمه ايستاده منتظر ورود [ 57 ] ايلچى بود و چون وارد شديم در كمال شكفتگى ما را قبول نموده داخل برد و پس از اخراج كفشها خان و سرهرفرد بخصوص محل تمكن به قدرى اشكالات دچار شدند تا بر كرسيها نشستيم و خيمه‌اش پاكيزه و دلچسب جائى است . بيرونى و اندرونى بسيار ممتازى دارد و به قالين‌هاى گرانبها مزين و آراسته و ديواره‌اش قلم‌كار و حاشيه‌دار است . و ميزبان ما مردى است به همت در ايران و هندوستان مشهور و اطوارش نهايت پسنديده و نمايان است و از حيثيت لباس و اساس در ايران مانند ندارد و لباسش به لباس بزرگان بيشتر شبيه است و ريشش به آن خشونت پليبى شبيه نيست و انوار بزرگى از رخسارش هويداست و خنجرش به جواهرات گرانبها رخشان بود . بعد از تعميل تعارفات رسمى و سكوت مقدسى كه لازمهء اين‌گونه مجالس رسمى است قهوه و قليان و شربت و شيرينى در مجموعهء عليحده پيش آوردند كه هر مجموعه به جهت دو نفر معين بود پيش‌رو مىنهادند و عمدهء تازگى اين مجلس سعى خدمتكاران است كه شيرينيها را و قرصهاى گزانگبين را به دستهاى شبهه‌ناك شكسته پيش روى ميهمانان مىنهادند . و بعد از دست‌شوئى و عدم وجود دستمال و كشيدن قليان مرخصى يعنى قليان آخر كه در ايران علايم انصراف است خان و ايلچى را باهم گذاشته مرخص شديم و مجموعه‌هائى كه در آن شيرينى آوردند به نظر نقره مىآمد و مشجر و منقش و شيرينيها را از مغز پسته و بادام و شكر ساخته و نهايت ممتاز و لذيذ است و ايرانيان شيرينى را نهايت طالب‌اند و زياد مىخورند و اين از كثرت شربت و شيرينى كه ميهماندار ما و مردم براى ما مىفرستادند ظاهر بود و در مجموعه‌ها و صندوقها اين را چيده بر سر نوكر گذاشته مىفرستادند و اين [ 58 ] عمل نهايت ناگوار است زيرا كه از بهاى شيرينى بيشتر گيرنده به آوردنده مىدهد و از قبيل فرع زياده بر اصل است و بزرگان ايران بدين‌سان مواجب نوكرهاى خود را مىدهند و مانند ميهماندار ما مأمورى پيوسته گروهى به خيال تحصيل منافع دورش را مىگيرند . امشب شام ميهمان محمد نبى خانيم . آدمى آمد خبر داد كه شام حاضر است . بسم اللّه بفرمائيد و رفتيم . چون به خيمه‌اش رسيديم به همان نوع تعارفات رسمى صبح
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 244 | ايرج افشار