تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
چشمه در شهر نمىگذرد كه موسوم به سرچشمه است . اين آب كجا كفايت اينجا را مىكند . عيون متكثره و متعدده در حول‌وحوش هست ، اما همت نيست كه از شهر بگذرانند . امير الامراء العظام شجاع الدوله [ 120 ] درآوردن آب قتور به دار الصفاى خود همتى كردند كه همگى راضى و دعاگو هستند .

روز يكشنبه بيست و دوم -

در آنجا اوتراق كرد . قبل از ظهر به تلگرافخانه رفت . سيف الملوك ميرزاى پسر محمد زمان ميرزاى پسر شيخعلى ميرزاى پسر خاقان مغفور رئيس و ميرزا موسى برادر ميرزا فتح الله سررشته‌دار تلگرافخانهء تبريز تلگرافچى و ميرزا آقا ميرزا است . محمد حسين بيك كالسكچى ملازمان جنابعالى « 1 » را هم آنجا ديد . مذكور بود كه سابق بر اين ميرزا على تفرشى وزير زنجان بود . اينك پنج شش سال است ميرزا محمد حسين قزوينى متصدى عمل و رفتارش با مردم در كمال ملايمت و مقبوليت است . رضا داداش نامى را حكايت كنند كه صاحب پنج شش هزار تومان دولت و بلاعقب بوده ، در حين حيات جمع اموال خود را به مشار اليه هبه نموده و هنگام رحلت خواهش كرده بود كه مرا در قبرستان اينجا مدفون ساخته در جاى ديگر نفرستيد كه خسارتى به شما وارد آيد . مشار اليه محض خوش‌نفسى خود چشم از منفعت پوشيده او را به كربلاى معلى فرستاده . اين اوقات هم در مواقع مقتضيه هيچوقت در اعمال خيريه فراموشش نمىنمايد . باغات زنجان بسيار باصفا ، همه به شهر نزديك است . مردم آنجا همه عياش و اغلب ايام را در باغ چاى صرف مىنمايند . قند و چاى كه در آنجا مصرف مىشود [ 121 ] در بعضى ولايات مثل قزوين و غيره نمىشود .

روز دوشنبه سيزدهم -

به طرف سلطانيه كه شش فرسنگ مسافت داشت روانه شد . نزديكى دروازهء قزوين در ميان شهر قبرستان بوده كه قبر و گنبد جناب آقا سيد ابراهيم برادر جناب امام رضا عليه السلام همانجا بود . از شهر خارج شده از باغات متعلقه به آن گذشته تخمينا يك فرسنگ و نيم كه طى مسافت شد به محاذى قريهء ديزج
هامش
( 1 ) . اشاره است به كسى كه اين گزارش براى ملاحظهء او نوشته شده است .