تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
همچنين است حالت قلعه و حصار و ارگ اين شهر كه همه مخروبه است . مىگفتند دو محله دارد كه يكى قرادنبه و ديگرى علىگگ [ لر ] . محلهء قرادنبه نعمتى و محلهء علىگگ [ لر ] حيدرى هستند و هميشه فيما بين آنها بساط نزاع بسط است . كدخدا و كلانتر اين شهر يك نفر كربلائى شعبان نام و داروغه سبزعلى بيك است . مساجدش هم يكى همان مسجد ميرزا است كه ذكر شد . مابقى آنها نيز كه ديد مسجد شاه و مسجد ملا محمد على بابى و مسجد آخوند ملا على است . در اول امام جمعه و در ثانوى آقا سيد اسمعيل و در ثالث خود آخوند ملا على نماز مىگذارد . و مسجد شاه بسيار جاى باصفا و در حقيقت باغ معتبر است . از چهار سمت چهار خيابان به طرف حوض ممتد است . يك درش رو به ميدان جلوى درب خانه و در ديگرش رو به بازار است . در طهران هم مسجدى به اين صفا ديده نشد . تكيه هم دارد مشهور به تكيهء كربلايى شعبان . اهل زنجان را خيلى فقير و بىچيز و غالب را سائل ديد . گمان اين بنده اين است كه فقراى سرچم و نيك‌پى نيز از اهالى همين شهرند كه از شدت جوع مبتلا به جلاى وطن شده به صحرا مىگردند . بطورى در كوچه و بازار مثال مور و ملخ ريخته و چون ابر بهار مىگريستند كه دل سنگ [ 119 ] آب مىشد . غلهء خوراك مردم آنجا اين اوقات از قراء متعلقهء آذربايجان مىآيد . ميوجات را از طارم مىآورند . در همين‌روز آن شخص قراجه‌داغى پيدا شد ، مذكور داشت كه از محبس مستخلص شده بايد شما را تا ورود به دار الخلافه مصاحبت نمايم . اين بنده چون در دزد بودنش شكّ و شبهه نداشت مشار اليه را لزوما نزد داروغه فرستاده قدغن اكيد نمود كه محبوسش ساخته تا از اعمال قبيحه و شنيعهء خود تائب و نادم گردد . مذكور شد كه خرابى قلعهء زنجان سابق بر اين در دعواى جماعت بابيه شده است . در اين شهر توپخانه و قورخانه و نقاره‌خانه و قراولخانه ندارد . دو فوج دارد كه مرخص‌خانه [ اند ] و در وقت ضرورت حاضر خدمتند . سابق بر اين بازار زنجان به اين خوبى نبود . مذكور شد پنج شش سال قبل از خرپشته تبديل به طاق آجرى يافت . عميد الملك براى فوت پدرش مجد الدوله به طهران رفته دو روز قبل از ورود اين بنده به مقر حكومت معاودت نموده بود . از بىآبى به مردم شهر بد مىگذرد . جهت گرانى غله هم همين است . بيش از يك
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 143 | ايرج افشار