در جمالآباد كاروانسرايى است بسيار بزرگ و مستحكم . مىگويند كه مرحوم شاه عباس ثانى بنا كرده . اينك خراب و بلاسكنه است . در سرچم هم كاروانسرايى است به حالت كاروانسراى مزبور كه بانى آن هم مرحوم مذكور است [ 115 ] .
روز پنجشنبه بيستم -
به طرف نيكپى كه شش فرسنگ مسافت داشت روانه گرديد . در عرض راه مذكور شد يك نفر قراجهداغى را دو سه نفر از ده نفر سواران قراسوران جعفر بيك گرفته محبوس كردند . گويا رفقاى آن شخص سه چهار اسب در عرض راه سرقت كرده به توسط مشار اليه به منزل خود فرستاده بودند . اينك كه معاودت نموده نزد آنها روانه بود او را شناخته گرفتند . همين شخص قراجهداغى دنبال اين بنده افتاده اصرار داشت كه تا طهران مصاحب و همراه باشد . ظاهر حالش موجب وحشت و عدم رضايت شده در قبول مسئول او اكراه نمود . تا روز قبل كه جواب صريح مسموع كرده رفته بود . در عرض راه از استماع اين فقره نهايت بهجت و مسرت حاصل گشت .
در سرچم آقا سلطان سركردهء ده نفر قراسوران است ، به قرار مذكور پدرش فتح الله سلطان خود دزد ياغى است . آن روز چهار فرسنگ كه طى مسافت كرد براى ناهار پياده شد . محمد رفيع بيك ضابط چاپارخانه آمده لوازم احترام را معمول داشت .
بعد از صرف ناهار سوار شده سه فرسنگ ديگر راه پيموده به قريهء نيكپى رسيده خانهء ميرزا محمود نام منزل نمود .
دو دانگ اين قريه ملك حاجى لطف الله شيخ الاسلام زنجان است و يك دانگ آن ملك حيدر خان كه از اهل همين ده باشد . سه دانگ ديگر خالصه است . مسجد و كاروانسرايى دارد كه بانى آنها هم مرحوم شاه عباس ثانى است [ 116 ] . سنگ فرش گردنهء قافلانكوه را هم آن مرحوم كرده بود . از اعمال خيريهء او در اين صفحات زياد ديده شد . واقعا خوب گفتهاند « المرء يفنى و الخير يبقى » . كيست كه در صورت علم به اعمال صالحهء او از دعاى خير معين شخصى رطب اللسان نباشد . يك حمام رعيتى و دو سه باب دكان هم دارد . جمعيت آن به قدر يكصد و پنجاه خانوار مىباشد .
مذكور شد مسگرى با بار مس و دويست تومان نقد به اتفاق يك دو نفر رفيق از نيكپى مىگذشتند . در عرض راه پنج نفر رفيق آن قراجهداغى بر مشار اليه ريخته كه نقد و جنس او را « چپو » كنند . مسگر مزبور داد و فرياد بلند كرده مردم جمع شده آنها را تعاقب نموده سه نفرشان را گرفتند . مذكور بود آن يك نفر را هم كه سواران جعفر بيك