[ 59 الف ] از سربار و سوار بر رعايا و برايا جارى مىگشت .
جناب اشرف امجد اين حكم را نسخ و اين شيوهء ناپسنديده را فسخ فرموده قرار بر آن دادند كه هر سواره و پيادهاى كه از محلى به محلى مأمور مىشود سيورسات آن را در محل حركت الى منتهاى مأموريت نقدا بدهند و راه عذرى براى تشدّد و آزار رعيت باقى ننهند . بدين تدبير مطلوب هم حركت قشون سهولت يافته و هم انوار كمال رفاه و آسايش بر ساحت احوال رعايا تافته ، جمعى كه از استماع عبور فوجى چون « جراد منتشر » متفرق مىشدند ، ورود افواج كثيره را منتهاى آمال مىشمارند و رعيت كه از ملاقات لشكرى « يا ليت بينى و بينك بعد المشرقين » گويان متنفر بودند انظار اشتياق در راه تلاقى ايشان مىگمارند ،
« هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ . »
[ كفايت بيست و چهارم ] [ : مختار بودن قونسولهاى ايران ]
آنكه اگر قوافل و مصلحتگذارى از ايران سابقا در دول خارجه مىبود اسمى بىرسم [ و ] وجودى بىبود بود و تسلط و اختيارى در امر رعاياى ايرانى نداشتند و بايد به قواعد [ 59 ب ] و قوانين دول خارجه امور ايرانيان را معمول و مسلوك دارند ، و در اين عهد سعادت آيت قونسولهاى ايران در امور تبعهء اين دولت عليه مختار و در كار خود با نهايت اقتدارند .
[ كفايت بيست و پنجم ] [ : امام مسقط و مسئلهء بندرعباسى ]
آنكه امام مسقط به استظهار و تحريم دولت انگليس در مقام خودنمايى و خودسرى برآمده از اداى رسوم رعيتى و حقوق ديوانى بندرعباسى تقاعد و تعلل مىورزيد در مقام تنبيه و تأديب او برآمده چنان امر آن بندر را منظم و منسق ساختند كه متوجهات ديوانى آنجا سه مساوى ايام سابق مقرر شد و اموال تجّار و غيره كه در زمان اغتشاش در معرض خطر افتاده بود بالتمام مستخلص و عايد گرديد و بالمرّه خيال باطل را از سر امام مسقط ساقط كردند .
[ كفايت بيست و ششم ] [ : مواظبت مداخل و مخارج ديوان ]
چون بناى كار و مدار شعار جناب اجل امجد - چنانچه در ضمن بعضى از صفات و خصايل ايشان سبق ذكر « 1 » يافت - بر اقتصاد « 2 » و حساب و از افراط و
هامش
( 1 ) . اصل : ديگر .
( 2 ) . اصل : اقتصا .