هرروز محرك . . . « 1 » گفتگويى بود وسايل انگيخته و طرحها ريخته كه خود را به رعيتى دولت ايران مفتخر و مستظهر سازد .
[ كفايت بيست و دوم ] [ : روسها و تراكمه ]
مدتى بود مديد و عهدى بغايت بعيد كه باطنا « پولىتيك » دولت روس و قرار تمهيدش چنين بود كه اسباب استقلال و استبداد تراكمهء سواحلنشين و ايلات آن سرزمين را فراهم آرند و ايشان را از تبعيّت و رعيتى دولت ايران خارج دارند . به مفاد
« يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ »
در اين مرحله مساعى بىاندازه مىپيمودند و در ازدياد اسباب استقرار آنها به جدّى تمام مىكوشيدند و اين امر خطير را لباس بىعظمى و تحقير مىپوشيدند و منظور نظر اين اهتمام و اقدام آن بود كه هر زمان با دولت ايرانشان نزاع و نقارى روى نمايد تراكمهء مزبوره را نيز مايهء اغتشاش حواس و صعوبت كار دولت سعادت اساس دارند . واضح است كه با اين حال در اين مدت چه مقدار بايد حمايت بى جا كرده و اسباب مرارت كارگذاران استرآباد و مازندران را ظاهرا و باطنا فراهم آورده باشند . [ 57 ب ]
جناب اجل امجد به عقل دوربين و رأى زرين پى به سر منزل اين مقصد و مقصود برده و به حكم
« يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ »
به تدابير كافيه رفع اين مضرّات كردند .
گاهى به ملامت ، گاهى به مقاومت « 2 » ، وقتى به گلهء دوستانه و نوبتى به ايراد دلايل مودت نشانه ، دولت روس را بر آن داشت كه اين « پولىتيك » قديم خود را كان لم يكن انگاشت و اعتقاد دولت مزبور را در باب تراكمهء مزبوره با سليقهء دولت ايران متحد و موافق ساخت و در اذعان رعيتى ايشان به دولت ابدنشان با اولياى اين دولت مطابق .
چنانچه اكنون دولت روس در مقام آن است كه در هر قسم خيالات دولت ايران نسبت به تراكمهء مزبوره از تأديب و تنبيه و غيره تكاليف رعيتى موافقت و همراهى نمايند . كسانى كه از بواطن اين كار استحضار دارند مىدانند كه اگر جناب اجل امجد اندك تهاون و تغافلى در اين باب مىفرمودند دولت روس آنها را مايهء كلى اغتشاش حواس ايران قرار مىداد و همسايهء تهديدآميزى پهلوى استرآباد [ 58 الف ] و مازندران مىنهاد و سنگى در راه دولت مىانداخت و آنها را بار گران مىساخت .
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا
( 2 ) . مصادمت هم مىتوان خواند .