[ كفايت بيست و هفتم ] [ : پول سياه ممالك ايران ]
كه در بادى نظر جزئى مىنمايد ولى فوايد آن بر عموم رعايا كليه است ، حكايت پول سياه ممالك ايران است كه در [ 61 الف ] هر بلدى پولى معين بوده و يك فرسخ خارج از آن ولايت وجه مزبور رواج نداشت و به مصرف نمىرفت . هريك از كسبه و اصناف كه بيشتر معاملاتشان به پول سياه است هميشه در اين زحمت بودند كه اگر يك تومان پول سياه دارند با صرف زياد سفيد نمايند و از اندوه نارواجيش آسايند .
و سيّاحان و مسافرين و زوّار و عابرين كه از بلدى به بلدى عزيمت مىكردند بايد پول سياه را [ به ] سفيد تبديل و رنگ زردى خسارت در آن تعويض تحصيل نمايند تا اگر به تعجيلشان شبانه سفر پيش آيد و تبديل وجهشان ممكن نيايد در عرض « 1 » راه معطل و از نارواجى وجه خرجى مستأصل نمانند « 2 » . حكم مطاع جارى و بر هر ولايت سارى آمد كه فلوس رايج ممالك ايران يكى باشد و همان پول سياه را در هر بلد و محل به يك قيمت بردارند و در رواج آن در هيچ مكان عذرى نيارند . بدين واسطه هم دست مردم در دادوستد باز شد و هم مس [ كه ] از امتفعهء ممالك ايران است قرب و ترقى حاصل نمود كه نفعش بر دولت ايران و ايرانيان عايد شود نه چون طلا و نقره به دول خارجه ملحق گردد . [ 61 ب ]
[ كفايت بيست و هشتم ] [ : دعاوى سرقت اموال در راهها ]
ترجمانى مقرر و تاوانى « 3 » مستمر بر طرق و شوارع ايران از عبور و مرور رعايا و چاپاران و ساير تبعهء دول خارجه ثابت و معين گشته بود كه هرروز به تهمت و دروغ ، يا راستى بىمايه و فروغ مدعى مىشدند و دعوى مىكردند كه در فلان محل دزد بر ما زد و فلان قدر نقد و جنسمان را برد . بلا سؤال و جواب غرامت دعوى موهوم و تاوان مال نامعلوم از رعايا و مساكين حوالى آن محل قبض و تبعهء مزبوره اقباض مىشد . تخمينا به قدر هشتاد هزار تومان از ديوان ، ديوانيان عظام غرامت اينگونه مال دادند و چندين قريه از دهات عرض راه مخروبه و نامسكون ماند .
جناب اجل امجد در اين باب تحمل زحمات بسيار و اهتمامات بىشمار فرموده
هامش
( 1 ) . اصل : عوض .
( 2 ) . اصل : مانند
( 3 ) . اصل : تاوالى