تمام در غرفات تكيه جلوس بر كرسيها مىنمودند و به اظهار اقتدار خود بر خفت اسلاميان مىافزودند . جناب اشرف حكم
« فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا »
را بر ايشان جارى فرموده به ادلهء موجهه از آمدن تكيهشان ممنوع داشته اين خفت را به احسن وجهى مقطوع فرمود .
[ كفايت بيستم ] [ : قضيهء حاجى عبد الكريم هراتى ]
خير الحاج حاجى عبد الكريم هراتى كه از اكابر تجّار و به وفور مكنت و دولت قرين كمال اشتهار است زحمات بسيار كشيده و متحمل مخارج بىشمار گرديده خود را به رعيتى دولت انگليس بسته و به اعتقاد خود از توهّم صدمات واقعه بر ايرانيان رسته بود و با حالات مرقومهء سابق الحق در آن كار محقّ هم بود . در زمان [ 56 ب ] اقتدار و اختيار جناب اشرف امجد از آن كار پشيمانى حاصل آورده به تبعيّت دولت ابد قرين و داشتن « 1 » نوشتهء رعيتى ايران زمين قرين مفاخرت و سربلندى گرديد . بلى غالب ناس رفيق طرف غالبند . حاجى مزبور خودى به دولت انگليس چسبانيده بود كه هر قسم حسابى و ناحسابيهاى خود را در معاملات به زور سفارت پيش تواند برد .
از جمله خانههاى نواب شجاع السلطنه را به اعتقاد خود به بيع شرط مالك گشته كسان سفير انگليس براى تخليه به نواب شعاع السلطنه و تصرف دادن حاجى به خانهء معزى اليه رفته منكوب و مضروب مراجعت نمودند و اثرى از آثار سوابق ايام بر آن مرتب نيامد . لهذا حاجى مشار اليه دانست كه از تبعيت انگليس جز ننگ . . . « 2 » دينى حاصلى ندارد و به فسخ اين عزيمت پرداخت و خود را در جرگهء تبعهء دولت عليه انداخت .
[ كفايت بيست و يكم ] [ : قضيهء اولاد محمد حسن خان سردار ]
اولاد مرحوم محمد حسن خان سردار را كه رعيّت دولت روسيه بودند و مرحوم ميرزا تقى خان قلبا راضى بر آن بود كه طلب ادعائى مرحوم سردار را بدهد و از صدمهء تبعيّت روس برهد به تدبيرى كافى و ملاطفتى وافى از رعيتى روس خارج و داخل در رعيتى دولت ايران فرمود . [ 57 الف ]
و ميرزا داود خان كه مدعى مبالغى خطير اموال مرحوم منوچهر خان معتمد الدوله و
هامش
( 1 ) . اصل : دآدن ( تصحيح قياسى شد )
( 2 ) . يك كلمه ناخوانا