مالم خوردهاند . بىجواب و سؤال بايد كدخدا و كلانتر غرامت دعوى موهومه دهند و اداى وجه تهمت معدومه نمايند .
ديگر آنكه سفارت روس و انگليس همسرى و همچشمى خود را منحصر به ناحسابى و پيش بردن تحكمات به دولت ايران كرده بودند ، و هريك سبقت در اجراى ناحسابى مىنمودند آن ديگرى بلافاصله بايد اقدام به مثل آن نمايد .
از جمله در اوقاتى كه سفارت روس حاجى عباسقلى خان پازكى را كما سبق مورد صدمه و اذيت نمود سفارت انگليس بهانه به نقد در دست نداشت كه اظهار قدرتى جديد نمايد . متمسك به اين شد كه به غلام سفارت در چاپارخانه اسب خوب نداده و ساعتى معطلش نهادهاند . بايد شفيع خان چاپارباشى مورد سياست و تنبيه آيد و خاطر سفارت را با كمال حقارت ترضيه نمايد . بيچاره چندى متوارى و بستنشين گشته بالاخره به توسط مرحوم امام جمعه و تحمل انواع ذلت و زحمت رفع آن غايلهء موهومه به عمل آمد .
اينك ، چنان هركسى را بر طريق حساب داشته و بر جادهء احتساب گذاشتهاند [ 55 الف ] كه سر مويى تعدى از سفارت به ادنى رعيتى از ايران حالت امكان ندارد و مفسدين بىمايه و پايه را راه تردّد و رفتار نمىگذارد . بلكه به جاى آنكه هرروز از ولايات ايران به ترضيهء خاطر آنان معزول مىآمد وزير مختار دولت روس به صوابديد و خواهش جناب اجل امجد معزول به تقديس رضاجويى خاطر سعادت شمول آمد .
[ كفايت هفدهم ] [ : حكايت خان خيوق ]
حكايت خان خيوق است كه خود را در سلك سلاطين نامدار منسلك و به نگارش كتاب اخوت خطاب به پايهء سرير فلك نظير اعليحضرت شاهنشاهى در بوادى غرور و نخوت منهمك داشته ، بدون آنكه عسكرى زياد از مستقر خلافت . . . « 1 » بدان سمت حركت دهند با همان استعدادات حاضرهء خراسان چنان باد نخوت از دماغ حياتش به در كردند كه استنشاق هوا را كه از ضروريّات ستّه است از سر انداخت و تا مقرّ خلافت به سير سر پرداخت . ولى حضرت اقدس شهريارى از راه فتوت و بزرگوارى رأس خان مزبور را به محضر نخواسته حكم همايون صادر فرمودند كه با كمال حرمت در قرب دروازهء دولت در مقبرهء رفيعه دفن نمايند و به ترتيب بقعه و عمارتى مناسب بر
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا .