رفع غوايل شود و آسايش بلاد و عباد حاصل آيد .
مكنونات عنايات خاطر اقدس شهريارى كه در خور ادراكات هر خاص و عامى نيست ولى در همين مقدمه مراتب ثبات رأى ملوكانه و استقامت عزم خسروانه مراسم عطوفت و رأفت ذات همايون نسبت به جناب معزى اليه چنان مشهود و معلوم خاص و عام گرديد كه همهكس دانستند كه بىجهت جناب اجل امجد آسايش و آرام طبيعى را در راه خدمت و جاننثارى دولت ابدمدت ترك نكرده و بىرضاى خاطر شاهنشاهى را عين مرضيات خاطر خود نياورده ، و حكم محكم شهريارى در برابر تكليف مزبور عرصهاى دريافت كه به حمد الله تعالى در قصور اجلال و اقتدار ما رخنه و قصورى نيست و بنيان سلطنت عظمى را تهاون و فتورى نه ، [ 51 الف ] و در طريق مجاهدت و مجادلت سمند اجتهادمان لنگ و پاى اهتمام عساكر نصرت مآثر در بيدارى محاربت و مكاوحت به سنگ نيامده و فرضا اگر تقديرات الهى براى امتحان و ابتلاى مؤمنان بر كسر و خفض اقتدار دولت ايران هم جارى شده باشد در هيچ حال و مقام جناب صدارت را در خير و شرّ و نفع و ضرر از دولت ابدآيت خارج نسازيم ، و بههيچوجه از وجوه او را از اعلى درجهء مرتبهء صدارت و شخصيت اول نيندازيم . اين خيال را از خاطر به در نمايند و بيهوده در هاون تدبير آب اينگونه تمهيدات نسايند .
جناب صدارت هم استظهار و اطمينانبخش عهد و ثبات رأى مهر ضياى شهريارى بدان مثابه بود كه نخل استقامتش را در راه خدمت دولت ابد آيت تندباد اينگونه حوادث متحرك نساخته ، به امضاى يكى از مسئولات آن دولت به حفظ خود از آسيبهاى مالى و جانى كه از اطراف روى نموده بود نپرداخت . بذل آن مراحم را تقديم اين خدمات لازم است و اين جاننثاريها را آنگونه عنايات مستلزم .
بالجمله هنگامهء جنگ دولتين ساز شد و اسماع ساكنين دو مملكت [ 51 ب ] از غوغاى محاربت و مجادلت پرآواز . در عين گرمى هنگامهء جدال با انگليس دست از محاصرهء هرات و محاربهء افغانستان نكشيدند و پاى ثبات از تسخير آن ملك وسعت سمات برنچيدند . عموم قرالات « 1 » فرانكستان « 2 » را حالت حيرت حاصل آمد كه دولت ايران با حالاتى كه در مدت مديده از ايشان مشاهده مىرفت چگونه به مجاهره العلانيه
هامش
( 1 ) . جمع قرال ، اصطلاح روسى براى اميرنشين و دولت
( 2 ) . كذا به جاى فرنگستان