اهالى ايران از بذل مال و جان با كمال شعف و شوق مشاحت و مضايقت نكردند و آب نيكنامى بر روى كار خود كه به نيل بىننگى موسوم گشته بود آوردند و لقاى جاى صلح را كه مآل كار هر جدال است به ارسال سفراى كاردان و ايلچيان كياستنشان چون مقرب الخاقان فرخ خان امين الملك و عاليجاه ميرزا ملك خان « 1 » كه يكى از تربيتيافتگان عنايات جناب اجل امجد بوده و صرف حواس خاص در آگاهى و خبرت او از قواعد ممالك ايران و فرنگستان فرموده به دار الملك دولت فرانسه پرداختند و تيسير آن مهم را چنانچه در ذيل اين مطلب معلوم خواهد شد آسان ساختند . هرروز و هر شب را به ساختن عساكر و افواج قاهره و توپخانه و قورخانهء مباركه به سرحدات و ولايات اطراف ممالك ايران در مقام استحكام احكام جدال و جهاد بودند و آنى از تدارك و تهيه و استبداد و استعدادى نياسودند .
نه تنها به انتظام مهام داخله و تمهيد دفع مضرّات حاصله پرداخت بلكه به انفاد [ 50 الف ] رسايل و احكام مخفيّه و كار فرمودن تمهيدات باطنيه امر مملكت هندوستان را مختل و پريشان و آن ولايت را كه معدن طلاى انگلستان بود منبع بلاى ايشان ساخت تا اگر كار به مصالحه انجامد در مقام قدرت و مكنت ، بىتحمل تكاليف شاقه مصالحه واقع آيد ، و اگر ايام محاربه طولى كشد چندانكه دولت انگليس به واسطهء استعداد و تسلط بحريه از ولايات و جزاير و سواحل و بنادر ايران به حيطهء ضبط و تصرف درآورد دولت ايران از راه تمكن برّى بالمضاعف تلافى آن از سمت هندوستان فرمايد .
سفرا و وزراء و اعيان در حال دولت انگليس چون به رأى العين مشاهده نمودند كه وجود جناب اجل امجد خار راه اميد و مهدم بنيان تمهيد ايشان است ، و با وجود آن ذات شريف دست تطاول و تعديات سابقه را از آستين بيرون نمىتوانند آورد و به كام خاطر اغواى مهمى غيرمحقانه نمىتوانند كرد به تصريح و كنايت و پيغام و كتابت معلوم رأى بيضا ضياى همايون و معروض ضمير كيميا مآثر مهر نمون داشتند كه رفع اين قليل قيل و قال و دفع [ 50 ب ] اين قتل و جدال و حصول ترضيهء خاطر انگليس و آسايش بنيان هردو دولت به يك عزل و نصب صورت حصول تواند يافت . همينقدر كه حضرت اقدس شهريارى لباس صدارت و زيور وزارت را از بر و دوش جناب اجل امجد خلع و ديگرى را كه رأى مهرآرا اقتضا نمايد بدين مهم خطير نامزد فرمايند بالمرّه
هامش
( 1 ) . كذا ، ظ : ملكم خان منظور است كه در هيأت سفارت فرخ خان عضو بود .