خفت دولت را باعث بود در مزرع مرادش نكشتند . از رفتار وزراى سابق ايران و تحمّل هرگونه تحكمات سفيران معلوم خارج و داخل و مقطوع عالم و جاهل بود كه محض صداى توپ جنگى يكى از دول بزرگ رشتهء كار ايران از هم خواهد گسيخت و سنگ مكاوحت و مقاومت را . . . « 1 » از دامان خواهند ريخت .
جناب اشرف امجد به استظهار بخت بلند و اعتضاد ثبات و قوام رأى بيضا ضياى شاهنشاه دين پناه روح العالمين فداه در اول قدم از خود گذشته ، « اندرين كار دل خويش به دريا فكنيم » فرمود و چون سدّ اسكندر در برابر يأجوج حوادث ايستاده دقيقه [ اى ] از تحصيل نام نيك دولت و اعلاى لواى ملت ننشست تا بر بعيد و غريب واضح و لايح سازد كه ايران چنان خالى و ايرانيان چندان بىغيرت نيستند كه با وجود [ 49 الف ] استقرار و ثبات شهريار گردون وقار و اهتمام تمام وزير ارسطو آثار پهلو از كار جهاد تهى دارند و ننگ ذلت و خارى بر خود گذارند .
همانا كه اين مرز ايران بود * كنام « 2 » پلنگان و شيران بود
اگر در مقام انصاف آييم حقيقتا جناب اشرف امجد اگر سر مويى خيال حفظ جان و مال خود را به نظر مىآوردند همان قسم كه ارباب غرض و حسد گمان داشتند شيرازهء كتاب دولت پريشان و موجب مضرّت و خسارت بىپايان مىشد . جناب معظم اليه به استظهار بخت بلند همايون با كمال شوق و اطمينان روز و شب به لوازم امر مزبور اقدام فرمود . از شش جهت رفع مفاسد و جمع « 3 » مصالح را همت گماشته ترغيب و تحريض « 4 » عموم اهل ملت و دين اسلام را به نفس نفيس به مسجد جامع سلطانى رفته مجمعى از عموم اهالى دار الخلافه از علماء و سادات و مجتهدين و قضات و شاهزادگان عظام و امراى عالىمقام و خدّام دربار گردون اتصاف و تمام تاجر و كسبه و اصناف آراستند و به نصايح مشفقانه و مواعظ حسنه اجماع و اقدام خواص و عوام را بر جهاد و دفاع و ناموس خلايق خواستند . هر صنفى از اصناف ناس به قسمى كه شايسته [ 49 ب ] بود برآمدند . همه را بر صراط مستقيم ثبات و جهاد برآوردند . چنانچه به همين واسطه
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا .
( 2 ) . اصل : كه نام
( 3 ) . اصل : جميع
( 4 ) . اصل : تحريص