تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١

دنبالهء ضميمهء سوم : تاريخچهء عزيمت حسين خان والى و واقعهء طغيان اكراد به سركردگى آن نايرهء فساد بسم الله الرحمن الرحيم

خرامان شو اى خامهء گنج‌ريز * به در سفتن ، الماس را دار تيز به هر حرفى آرايشى ساز كن * به هر نكته گوش فلك باز كن
ايزد بىهمال و مفضل بىاهمال كه مقاليد بسط و قبض و مفاتيح رفع و خفض عالم صورت را در قبضهء اقتدار ملوك نامدار و سلاطين كامكار گذاشته و هامهء اعتبار اين زمرهء ذوى الاقتدار را با تجليل
« ثُمَّ جَعَلْناكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ »
17 معزز و مباهى داشته است ، از آن است كه به صيقل‌گرى حسام انتقام ، ظلام ظلم و انظلام از صفحات ليالى و ايام زدايند و به ناخن تدابير صايبه و افكار ثاقبه ، گره از كار فرو بستهء همگنان گشايند . طوايف انام و طبقات خاص و عام از تاب آفتاب حوادث ايام ، در ظلال اعلام ظفر اعلام ايشان آسايند و از خوف بازخواست و معدلت بىكم و كاست ايشان ، زمرهء ضعفا و عجزه به صدمهء ايادى متغلبه نفرسايند . از اينجاست كه ديده‌وران دوربين سلاطين عدالت‌آيين را در تنظيم امور جهانبانى و تعديل مزاج اين نشاء فانى به منزلهء اطباء روحانى دانسته‌اند ، چنان كه طبيب حاذق ، اولا به استعمال مسهلات حاره به ازالهء اخلاط فاسده و تنقيهء مواد رويه‌پردازد . ثانيا به مفردات ادويه و مركبات مقويه ، مزاج را به منهاج اعتدال مستقيم سازد . ارباب ديهيم و گاه و اصحاب اورنگ و جاه نيز بايد نخست به گزلك تيغ دو دم ، نقش وجود اهل ستم را از لوحهء هستى محو دارند و پس از آن به دست رفق و رأفت ، مرهم مرحمت بر ريش خاطر مستمندان با مسكنت گذارند تا مزاج جهان ظاهر كه انسان كبير عبارت از آن است ، به منهاج اعتدال گرايد . و بلابل السنهء برنا و پير نغمات استدامت و استقامت ايام دولت و سلطنت سرايد .
« وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ »
18 كه از آن روز باز كه نجم زاهر دولت ابد مدت صفيهء صفويه از افق تأييدات ازليه ، شارق و تيسر باهر خلافت دوران عدت اين دودهء بهيهء سنيه از مطلع عنايات لم يزليه ، بارق گرديده عرصهء جهان ، كران تا كران از انوار معدلت اين گروه قدسىشكوه مستضى و مستنير و مزارع آمال جهانيان به رشحات سحاب مراحم بىپايان اين زمرهء معدلت‌پژوه ريان و نضير است . لهذا قادر ذو الجلال و واهب متعال در كل مواقف و احوال و جل مخاوف و اهوال