تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
مسقط و زنگبار آفريقا - خاندان يعاربه را مفترض الطاعهء خود مىدانستند . ( ر . ك مجمع التواريخ ، مرعشى ، ص 32 و نيز برافتادن صفويان و برآمدن محمود افغان ، ويلم فلور ، ترجمهء ابو القاسم سرى ، ص 19 - 18 ) ص 96 چخور سعد : بنابر آنچه كه در كتاب قراقوينلوها تأليف فاروق سومر آمده است ، چخور سعد نام ناحيه‌اى در غرب و جنوب غرب منطقهء اريوان ( ايروان ) بوده كه مؤلفان ايرانى آنجا را بدين اسم مىخواندند و در منابع عثمانيان به عنوان « سعد چوقورو » آمده است . اين ناحيه در غرب تا تلاقى رودخانه‌هاى ارس و آرپاچاى و در جنوب تا ارس كشيده شده است و چنان كه مىدانيم اين كلمه نخستين بار در كتاب ديار بكريه آمده است . قاضى غفارى در جهان‌آراء به مناسبتى اشاره مىكند كه اريوان و اوچ كليسا در منطقهء چخور قرار داشت ؛ و حسن بيك روملو مىنويسد : « اسكندر ميرزا قراقوينلو از طريق قاقزمان به چخور سعد و « سرمالو » ، « سرمه‌لى » آمد و زمستان را آنجا بسر برد . » و در بخش صفويان مىگويد كه جنگ شاه اسماعيل با الوند ميرزاى آق قوينلو در سال 907 ه . ق در چخور سعد و موضع « شرور » اتفاق افتاد . همان مؤلف در جاى ديگر از اثرش ، تهاجم اسكندر پاشا والى ارض روم به چخور سعد را چنين توضيح مىدهد : « . . . چون اسكندر پاشا كه از قبل سلطان سليمان پادشاه روم ، حاكم ارض روم بود ، در خوى حاجى بيك دنبلى را به قتل آورده ، به چخور سعد آمده بازار آن بلده سوزانيده . . . » بازارى كه مؤلف در اينجا به عنوان چخور سعد از آن سخن مىگويد ، در هر صورت بايد بازارى باشد كه در اريوان ( ايروان ) ساخته بودند . صفويان نيز چخور سعد را در قرن هفدهم ميلادى به صورت يكى از بزرگترين بيگلربيگيهاى خود در مرز تركها در آوردند كه متشكل از هشت بخش حكمرانى بود . با توضيحات به دست داده شده ، پى برده مىشود كه منظور مؤلفان از « چوقور سعد » « خور سعد » و « ساعت چقورى » كجا بوده است . به استناد تمامى اين اطلاعات ، چنان كه در فوق نيز گفته شد « سعد چوقورو » ناحيه‌اى است كه در آن ، اريوان ( ايروان ) و آرپاچاى به ارس مىپيوندند . علت عبور ارس از آنجا اين است كه اين محل پائين‌تر از سطح دريا قرار گرفته بود ؛ و اين اسم را از آن جهت گرفته است كه در نيمهء قرن چهاردهم ، قشلاق اميرى تركمن به نام « سعد » بوده است . بعدها قبيلهء اين امير تركمن كه نام وى را روى خود گذارد ، فصل زمستان را پيوسته در آنجا بسر مىبرد . در دورهء صفويان اين ناحيه كه مركزش در اريوان ( ايروان ) بود ، به صورت يك منطقهء بزرگ ادارى درآمد . ( ر . ك ديار بكريه ، ابوبكر طهرانى ، تصحيح و اهتمام نجاتى لوغال و