فاروق سومر ، ص 75 و نيز دستور الملوك ، به كوشش دبير سياقى ، ص 5 و 75 و نيز قراقوينلوها ، فاروق سومر ، ترجمهء وهاب ولى ، ج 1 : ص 40 - 39 به نقل از جهانآراى غفارى و احسن التواريخ حسن بيك روملو )
ص 158 طهمورث بيك : بنابر نوشتهء مرعشى در مجمع التواريخ اين شخص زمانى در عهد شاه سلطان حسين به عنوان سفير از سوى دربار ايران به پرتغال روانه شده ، چنان كه مرعشى مىنويسد :
« طهمورث بيك نامى را از غلامان پادشاهى كه به صفت چربزبانى و زبانآورى و آدابدانى ممتاز بود ، به ايلچىگرى نزد پادشاه پرتگال با هدايا و تحف لايق مقرر نمودند و مشار اليه به اتفاق فيطور بندر كنگ آمده ، سوار جهاز گرديده ، روانهء بندر گواه گرديد كه از آنجا بر جهازات پادشاهى پرتگيش سوار شده روانهء پرتگال گردد . »
( ر . ك مجمع التواريخ ، مرعشى ، ص 42 - 41 )
ص 158 افراسياب خان ( حاكم خواف ) : محمد على حزين در تذكرهء خويش پيرامون اين شخص مىنويسد : « برادر رستم خان ايلچى حاكم جام ، رياضات ورزيده ، به شعور و حسن سليقه معروف و به كمالات صوريه موصوف بود . به سخنشناسى و لطف طبيعت اشتهار يافته ، اشعار لطيف عالى دارد و مدتهاست كه در اصفهان رحلت كرد . اين چند بيت كه روزى از او استماع نموده به خاطر مانده است ، نگاشته شد :
خورم صد زخم اگر بر دل تمناى دگر دارم * ز تيغ غمزهاش اميد جوهر بيشتر دارم
* * * *
ز چشم شور انجم بىقرارم در دل شبها * نگهدارد خدا داغ مرا از چشم كوكبها »
( ر . ك تذكره ، شيخ محمد على حزين ، ص 85 )
ص 177 مهدى قلى بيك ( نوادهء قرچقاى خان ) : نصرآبادى در تذكرهء خويش پيرامون اين شخص مىنويسد : « صفات او محتاج به تقرير نيست . مجملا مشار اليه جوان قابلى است در نهايت دلچسبى چنانچه به خاطرى كه نشست بيرون نمىرود . و على قلى بيك والد او در قم متولى بوده وى در قم تحصيل كمالات نموده ، شعر را خوب مىگويد . صفا تخلص دارد . اين ابيات از اوست :
عجب رخساره گلرنگ و جمال دلربا دارد * تعالى الله كه يار امروز رنگين جلوهها دارد