معصوم بن خواجگى اصفهانى ، ص 319 )
ص 81 ماروچاق : اصل اين كلمه « مروجق » است كه به تركى به معنى « مرو كوچك » است در مقابل مرو بزرگ يعنى مروشاهجان كه يكى از چهار شهر بزرگ و آباد خراسان در ايام قبل از استيلاى مغول بوده است . مروجق كه در قديم آن را مرو الرود مىگفتند ، قدرى در جنوب بالا مرغاب حاليه است در كنار نهر مرغاب ، در صورتى كه مروشاهجان همين مرو كنونى است در كنار همان نهر ، ولى در شمال .
( ر . ك مجمع التواريخ ، مرعشى ، ص 27 )
ص 81 باقر ميرزا ( مشرف طويلهء خاصه ) : در آتشكدهء آذر بيگدلى پيرامون اين شخص چنين آمده است : « اصلش از سادات نطنز و در اصفهان نشو و نما يافته ، اكثر اوقات به خدمت ديوانى سرافراز بوده و صاحب ديوانست . اين دو شعر از او نوشته شد :
آن كه دل برد از تو يا رب حُسنش افزونتر شود * هيچ مىدانى چها اى سرو قامت مىكنى
رحم پيدا كردهاى تا عشق پيدا كردهاى * مىكشى و زنده مىسازى ، قيامت مىكنى »
( ر . ك آتشكده ، آذر ، به كوشش حسن سادات ناصرى ، ج 3 : ص 926 )
ص 84 سيل سپر : در تاريخ عالمآراى عباسى پيرامون اين اصطلاح چنين آمده است : « اين جماعت ، اويماقات متفرقهاند كه در ولايت روم به نهب و غارت مشغولى داشتهاند و خود را « سيل سپر » نام نهادهاند يعنى « پاكروب » .
در سال هفدهم جلوس شاه عباس ، در قضيهء تسخير آذربايجان ، قريب به دو هزار خانوار شاهىسيون شده ، روى اميد به درگاه جهانپناه نهادند . هنگام عبور از ولايات روم هر چه مىيافتهاند ، بر طبق نام خود ، پاك به جاروب حوادث مىرفتهاند . و ريشسفيدان ايشان در پاى قلعهء ايروان به شرف سجدهء اشرف به ترتيب و نوازش ، سرافراز گشته و در ولايات رى و ساوه و خوار و فيروزكوه جهت طايفهء مذكور قشلاق و ييلاق تعيين نمودند . جمعى از ايشان در سلك قورچيان عظام ، انتظام يافته تتمه به ملازمت خليل سلطان سيل سپر مأمور شدند . »
( ر . ك تاريخ عالمآراى عباسى ، اسكندر بيك تركمان ، ص 449 و 763 )