ص 91 قلماق : تاورنيه سياح اروپايى كه در عهد صفوى به ايران سفر كرده است ، در مورد اين قوم مىنويسد : « جماعت ديگرى هستند كه قلماق ناميده مىشوند و در ساحل بحر خزر ميانهء مسكوى و تاتارستان بزرگ سكنى دارند . خيلى رشيد و قوىبنيه اما به قدرى زشت و كريه المنظرند كه نظيرشان در زير آسمان يافت نمىشود . صورتشان پهن و به قدرى وسيع است كه فاصلهء ميان دو چشمشان پنج شش انگشت مىشود . چشمهايشان فوق العاده كوچك ، گويا بينى ندارند و آن بينى كوچكى هم كه دارند طورى صاف و باگونه مساوى است كه فقط دو سوراخ كوچك به جاى منخرين ديده مىشود . زانوهايشان به طرف خارج و پاهايشان به طرف داخل پيچيده است . مختصرا زشتتر از صورت آنها تصور نمىشود كرد . اما سربازان خوبى هستند و بر همهء ملل آن نواحى برترى دارند . به جنگ كه مىروند زنها و دخترهائى را كه از دوازده سالگى تجاوز كرده باشند نيز با خود مىبرند . زنها به همان جرئت و رشادت مردها جنگ مىكنند . اسلحهء آنها عبارت از تير و كمان و شمشير و گرزى از چوب كه به زين اسب مىآويزند ، مىباشد . اسبهاى آنها بهترين اسبهاى آسيا هستند . رؤساى آنها از خانوادههاى قديم و رشيدترين آنها را به رياست انتخاب مىكنند . گراندوك مسكوى هر سال براى آنها هدايايى مىفرستد كه اغلب عبارت از ماهوت است . براى آنكه دوستى آنها را جلب كرده باشند و هر وقت بخواهند به خاك منگرلى و گرجستان و چركس تاخت بياورند ، آنها را در مملكت خود راه بدهند .
اين قلماقها در فن تاخت و تاز و دزدى و غارت ، به تمام طوايف تاتار كوچك تفوق دارند . گاهى تا خاك و ايالت ازبك كه جزو تاتارستان بزرگ است ، تاخت برده تا كابل و قندهار هم مىروند ؛ و بالاخره در همهء اطراف پراكنده مىشوند و تا به لهستان هم تجاوز مىكنند . مذهبشان مذهب خاصى است و با محمدىها كمال عداوت را دارند . » ( ر . ك سفرنامهء تاورنيه ، ترجمهء ابو تراب نورى ، ص 338 )
ص 96 امام خارجى : مقصود از امام خارجى ، سيف بن سلطان بن سيف پادشاه عمان از سلسلهء يعاربه است كه چهارده سال در عمان سلطنت كرد و در 1123 ه . ق درگذشت . وى مرد شجاع و سفاكى بود و در ايام حكومت خويش نواحى بسيارى را فتح نمود ؛ چنان كه رياض ، احساء ، قطيف ، بحرين ، جزيرهء قشم ، لارك و بندرعباس را متصرف شد . با فوت سيف تجزيه و اختلاف در سلسلهء يعاربه پديد آمد و همين امر سبب شد تا سلاطين بوسعيدى در عمان قدرت را به دست گيرند . شايان ذكر است كه در دوران حكومت خاندان يعاربه سلطنت با امامت و مقام روحانيت جمع بود . چه ، اباضيه يعنى خوراج - اهالى عمان ،
دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 291
مساهمون: محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى
ص٢٩١