رايت نصرت قرينش مرتفع در شرق و غرب * زان سبب هر روز فتح ملك ديگر مىكند
در اين خلال از دربار عظمتمدار فرمان سردارى از جهت حسين خان فيلى ارسال گشته قطع و حسم ريشهء آن مادهء فساد يعنى سليمان بدنهاد به عهدهء اهتمام او محقق و مقرر شد كه جمعى از سپاه تازهزور الوار فيلى را برداشته به آن لشكر جرار ملحق سازد و سليمان را كه مانند صعوهء نيمهجان از چنگال شاهبازان مصطياد جلادت فرار نموده صيد تير تدبير و به دام ذلتش اسير نمايند .
و در حينى كه قشون قزلباش در كنار رود كلاش ييلاق نموده بودند حسين خان با سپاه فيلى وارد گرديده ديگر باره سپاه نصرتپناه به امداد اجناد الهى و اعداد سطوت قهرمان دولتشاهى به عزم رزمآزمايى و كينهخواهى روانهء قزلجه گرديده بعد از انقضاء ايام محرم الحرام از گردنهء مامدر كه به قلال و جبال و تلال سپهراشكال ، محاط بود و مداخلت سپاه در آن راه صعب و دشوار مصدوقهء
« حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ »
105 مىنمود ، عبور ( 204 ب ) و مرور نمودند و در آن منازل و مراحل كه سليمان ميشوم از ممالك روم به تصرف درآورده به جهت مرابع و مراتع خيال و مواطن و مساكن اهالى و عيال مرتب و آماده كرده بود ، دست يغما گشودند تا آنكه وارد پشدر گرديده سردار عبد الغفار خان حاكم مقدم را سركردهء سپاه فيلى و آذربايجان و بانه و مكرى نموده به تعاقب سليمان مأمور داشت كه به ضرب آتش زنهء سيوف معوجه ، شرار آسايش از تجاويف احجار كوهستان كه از بيم جان در آن نهان گشته بيرون كشد و به رشّ آب گلوگير شمشير ، بنياد هستيش را به سيلاب فنا بردهد .
و خان مزبور نيز به طريق مستعمل مانند سفير اجل و مكافات عمل ، سر در دنبال آن بدسگال نهاده در عرض راه به تنگهاى صعب و دشوار وارد گرديده چون مرور آن لشكر پر عدد را از آن راه پرمخافت ، با جمعيت و كثرت ، مورث انواع فتور و آفت ديد ، به ناچار توقف فرمود و بدينگونه به سردار انبا و اخبار نمود كه : « راه تنگى در گذرگاه سپاه واقع و از گذار زياده از يك يك و دو دو ، حايل و مانع است و چنانچه بدينگونه و اساس در آن راه پرهراس درآيد اگر معدودى از سپاه خصم در آن طرف قطع راه نمايند ، 106 بتدريج مردم اين طرف را به قيد صيد مىتوانند 107 آورد و بالضروره فرصت غلبه و استيلاء بر دشمن مغلوب ، به ظن غالب ، توقع مىتوان داشت . »
و سردار در جواب ، كلمات ( 205 آ ) اعتراضآميز قهرانگيز به دو نوشت كه اين قسم كلمات چگونه لايق رؤساى سپاه و اصحاب جنود كينهخواه است ؟ يقين كه هر سپاه كه از خصم بدخواه جهتگذار خوف راه ، روى از دشمن برگرداند ، او نيز به همان قدر دلير و غالب شود و آوازهء انهزام و انكسار از هر گوشه و مقام برآيد و مآلكار ، در ميان موافق و مخالف به رنگ زردى عار گرايد . شعر :