پيكار ، كشيده داشته پيشدستى را به قوم اشرار گذارند و چون آن طايفهء نابكار پاى جرأت پيش گذاشته سلاح حرب و كارزار را به كار دارند ، به مؤداى كلام مبين
« فَإِنْ قاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذلِكَ جَزاءُ الْكافِرِينَ »
72 رو به تدمير آن مسافران سفر سقر آرند .
و سليمان بىايمان با اركان دولت سستبنيان اگر چه از كار ناپسند خود نادم و پشيمان بودند و از ملاحظهء وخامت عاقبت ، به چشم عيان ، قرين ندامت و خسران ، ليكن از آنجا كه به مقتضاى ( 196 آ )
« إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ »
73 در اصلاح حال با انكسار ، كارشان از دست و دستشان از كار رفته بود و حكم محكم و قضاى مبرم الهى به ازالهء نعمت ملكت و فرماندهى آن گمگشتهء بيغولهء گمراهى ، تحقق پذيرفته ماهچهء لواى شوكت نكبت محفوفش از مقابلهء شمسهء علم ظفر پرچم مجاهدان ، گرفتار خسوف گشته بود و به عين اليقين ، كوكب منحوس طالع منكوسش از مقاربهء آفتاب اقبال مبارزان ، محترق مىنمود .
چون طالع فيروزى مطالع آن لشكر چالشگر [ را ] برأى العين ديد ، به چار و ناچار به فحواى بيت :
يا لباس خسروى از دوش نِه * يا در آتش رو دل اندر جوش نِه
پشت اعتماد بر سختيهاى جبال نموده با تمام عساكر خود در اغوار مغار و قلال تلال مانند كوكب طالع سراپانكال ؟ ؟ ؟ خويش ، هابط حضيض و بال گرديد و چون به دامن كوه رسيد ، خفاشآسا كه از مقابلهء سراب محرقهء بيضا روى برتابد ، از موازات مراياى شمسههاى اعلام مبارزان ظفرفرجام ، رخسار پرخسار ، برتافته به جانب درههاى مريوان ، عنان عزيمت ، منعطف ساخت و سپاه خود را به چهار قسم ، منقسم كرده در چهار موضع به ترتيب تيپ هر قسمى پرداخت و خود با گروهى انبوه ، تشبث به كمرگاه كوه نموده ايقاد نيران قتال را مترصد بود .
و سردار جلادتشعار به مقابلهء هر گروهى از آن چهار ، فوجى از سپاه شيرشكار را مقرر داشت و به ازالهء آن چهار تيپ شقاوتنصيب ( 196 ب ) كه مانند آخشيجان به منزلهء اركان وجود شوكت آن نكبت توأمان بودند ، قومى برگماشت و مقرر نمود كه بر حسب امر معهود ، در مضمار پيكار ، عنان مبادرت به توسن مبارزت نداده راعى احترام اسعد ايام باشند و چون خصمان بدانديش ، دست منازعه پيش دارند و وجههء همت بر مقاتله گمارند ، صمصام آتشفام از نيام انتقام بركشيده و به بارش آب ميغ تيغ ، بناى شكستهپاى وجود خصمان را مدابراى انهدام ساخته به مصادفهء تندباد مبارزان جلاد ، خاك ادبار بر مفارق آن جمع ذلتآثار پاشند .
حسب المقرر كوكه تاخان سلطان و دو نفر ديگر از سلاطين آذربايجان با فوجى از شجاعات جرأتشعار طايفهء افشار به مقابلهء تيپ اول شتافتند و امراء نامدار قول بيگيان بيگلربيگى ايروان با گروهى از سپاه جلادتنشان به مقابله تيپ ثانى ، عنان از معسكر