و سپهدار بيدار در آن شب دهشتبار به جهت پاس لشكر فتحاساس ، قراولى پيش جنود نامعدود محمد امين بيك زنگنه با فوجى از كتايب كواكب نمود ، مقرر فرمود و عبد الغفار خان حاكم مقدم را با سپاهى مانند جبال راسيات محكم به قراولى دست راست مأمور نمود و قراولى دست چپ را به عهدهء اهتمام مرتضى قلى خان حاكم نخجوان با صفوفى مرصوف بر مثال
« بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ »
65 مخصوص داشت و حاكم جوانشير را با ابطال شير نظير ( 194 آ ) به امر جنداولى برگماشت . و در آن جانب نيز سليمان پرستيز از غايت كوتاهبينى بر طريق
« سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ »
66 به كوهستان به شتى كوه مطمئن مىبود ، اما از زبان حال كوه و كمر ، گاه مقال
« لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ »
67 مىشنود .
چون سپهدار چهارم حصار با نيزههاى خطى آفاقگذار به عزم تسخير اين عرصهء وسعت از ذروهء كوهسار تيغ كشيد و هنگام انهزام زنگىوشان ظلام و استعلاى الويه و اعلام كافورى فام رسيد و چاوش صبح جهانتاب براى تسويهء صفوف كتايب كواكبحساب ، چوبدستهاى زرين طولانى شعاع نورانى به دست نقيب مهر عالمتاب ، داد و نداى غيرتافزاى
« يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ »
68 در ميان گروه گروه مبارزان انبوه و دلاوران كوهشكوه درافتاد ، سپهدار جلادت شعار مقرر داشت كه دلاوران جرأتآيين و مبارزان روزكين ، از روى زمين به خانهء زين قرار گيرند و سرپنجهء پاى جلادت و جرأت بر ركاب مردانگى و غيرت ، استوار نمايند و علمداران نصرتنشان ، پرچمهاى الويه و بيراقهاى جوال را مانند طرههاى مسلسل در گردن منجوقهاى مكلل گشوده به دست نسايم صبا و شمال بردهند و خطوط مستقيمهء اعلام همايون را مانند اقطار دايرهء گردون از مركز خاك تا به دواير افلاك بركشند . بيت :
علم از مه سر علم روزگار * عروس ( 194 ب ) جدل را شد آينهدار
به جان ، فتنهجوى و به دل ، رخنهگر * چو رعنا جوانان كاكل به سر
برافراشت از شقههاى گزين * جناح اژدهاى علم روزكين
ستون علمها چو برپاى خاست * ز هر سو اساس جدل گشت راست
اولا بر قلب سپاه ، رايت فتح آيت عالمپناه را بر نسبت قامت با استقامت خط وسط السما بر فرق مجاهدان رزمآزما برافراشتند و ثانيا نامداران معظم صاحبان طوق و علم در هر گام و قدم با همگى خيل و حشم ، لواى فتحآيين به تبيين بشارت مبين
« نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ »
69 بر پاى داشتند و بر قانون مقرر ، صفوف قلب نصرتمحفوف را از گروه جنگجويان فيروزچنگ كه گويا هر يكى از شير ژيان و پلنگزادهاند و به قوت سرپنجهء شجاعت ، شير فلك را گوشمال داده آراستند و اين صف از كتايب نصرتمواكب را بر مثال « ملائكة اولى اجنحة از تير و تركش و ساير اسلحه پيراستند . و ميمنهء ميمنتآثار را به فوجى از دلاوران جرار و مبارزان كرار غير فرار كه هر