تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
انهار ، محال مىنمود ، به تحقيق گذرگاهى وسعت‌نشان به بلدى بلدان معابر و بلدان پرداخت و به نمايش جهانديدگان كارآگاه ، راه دربند و كتل مريوان را به جهت‌گذار سپاه ، مقرر ساخت . و چون به اخبار جواسيس خبير ، خبر توقف آن مكايد ابليس‌نظير در قلعهء قزلجه به تحقيق پيوست و مذكور شد كه جهت سد طرق عبور جنود منصور ، ابن عم خود را با فوجى از مار و مور معين داشته و همت بر محافظت دربند مزبور از مداخلت سپاه ظفرپناه گماشته در شب بيست و دويم محرم الحرام بدون اعلان و اعلام از قصبهء مزبور كوچ فرموده بر سبيل ايلغار سه منزل را سپرده در سنابك جياد 55 سبك‌رفتار نموده در منزل شيخ عطار ، اطناب و اوتاد خيام احتشام ( 192 آ ) را از اقطار و اقطاب ، فلك دوار ساخت و الويه و اعلام فلك‌مقام را از هر طرف مانند اقطار دايرهء سپهر ، افراخت و براى احتياط مرور سپاه ظفرتوأمان از دربند و كتل مريوان اولا لطفعلى سلطان حاكم گروس را با فوجى از عساكر منصور به قراولى مأمور داشت و ثانيا مغار و اغوار آن دربند تنگ و تار را مانند مطار و اوكار شاهبازان صيدفكار و هزبران شيرشكار ، از افواج سپاه جلادت شعار و گروه گروه حشر انبوه آن لشكر جسيم را بر نسق
« كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ »
56 در تجاويف دشت و كوه داخل فرمود و با انبوه انبوه مواكب كواكب شكوه بر مثال نجوم سيار بر مدارات سپهر دوّار از ذراى قلال جبال و اوجات تلال ، جواز نمود و ولايت مريوان مجال هزبران سپاه و شيران كينه‌خواه گرديد . از آنجا كه امكنهء آن سرزمين مسقط الحجر كوه بود و نزول سپاه در آن عرصه‌گاه ، مكروه مىنمود ، از آنجا تجاوز نموده در مقابل قلعهء مريوان خيام احتشام را سركوب ايوان سپهر رفيع البنيان فرمود . در اين حين حاكم گروس خبر رسانيد كه دو قلعهء مريوان را اتباع سليمان ناسپاس به منطوق
« وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ »
57 از غلبهء دهشت و هراس ، از محافظ پرداخته‌اند و قريب به پانصد نفر قلعهء بالاى اين مكان را حصار خويشتن ساخته سردار جلادت‌شعار ، حكام اردلان و نخجوان را ( 192 ب ) به محاصرهء قلعهء مزبوره مقرر و مأمور داشت و جمعى از سپاهيان جرأت‌نشان را به مرافقت ايشان برگماشت . پس آن دو خان مقدام با غازيان ظفر فرجام به محاصرهء آن قلعه اقدام نموده هنگام آن شده بود كه آن تودهء خاك 58 از باد قوارع و مقارع دليران چالاك ، غبار دامن افلاك شود و از سيلاب تيغ آتش‌فشان مبارزان ، خرابه‌هاى ابدان محصوران ، يكباره ويران و جغد اجل را آشيان گردد كه ناگاه سليمان گمراه با سپاه يأجوج اشتباه ، كمين كمين گشوده سد ثبات و قرار ايشان را بر حسب تقدير كردگار جهان به فحواى
« هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً »
59 متزلزل و پريشان نمود و عامل قضا بر حسب مصالح حكمت اقتضاء فتح مجاهدين دين را به كسرى چنين بدل فرمود .