شرح وقايع متنوعه كه در اطراف ممالك فسيحة المسالك و الاكناف شاهى بر حسب قضاى الهى رخ نمود و ذكر مشاجرات و منازعاتى كه فى ما بين غازيان جانفشان و سرحدداران حدود ايران و خصماء خذلاننشان ، نقاب حجاب از چهرهء بروز و ظهور گشوده و اين داستان فتوحاتبيان مشتمل بر دو گفتار بهجتآثار است :
گفتار اول در بيان معارضاتى كه در سنور و سرحدات خراسان فى ما بين امراء ظفرنشان و طوايف خذلهء اوزبكيه و غير ايشان روى داده و ذكر ابتسام غنچهء فتوحاتى كه در سرابستان ايمان به اهتزاز نسيم تأييدات ملك منان گشاده
چون به حكم ( 171 آ ) مضمون بشارتنمون
« وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ »
117 هر آن ذات همايون سعادتمقرونى كه به تأييد داور بىچون ، مانند آفتاب عالمتاب از افق برترى و اعتلاء ، طلوع آغازد و معاضدت يارى بارى بر مدار رابعة النهار اشتهار و اقتدار رسيده پرتو نمايش شوكت و شأن و آرايش سرابستان ايمان بر ساحت مسدس جهان اندازد و هر زمان از ارتفاع يد بيضاى ماهچهء لواى ظفر التوايش كوكب منحوس وجود بىبود فرعونى نهادى بىنمود و در هر آن ، به التقام ثعبان آتشفشان صمصام انتقامش ، غضى و جبال مكر و احتيال عنده ضال و عبده اوثان ضلال بىبود گردد ، هر آينه به مؤداى صداقتمشحون
« يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ »
118 هر چند محاسدان مشئوم ، مانند سحاب مركوم ، به استتار سطوع آن كوكب درى ، ازدحام نمايند و مفاسدان بدگهر به مثابهء صرصر و رياح ، به قصد انتفاء شعلهء پر فروغ آن تمثال مثال
« مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ »
119 به التمام و اقتحام گرايند كه هماينان به سپردارى فانوس
« وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »
120 از نيل مقصود ، محروم و مأيوس و هم آنان از وزيدن تندباد
« وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ »
121 در اندك زمانى مدروس و مطموس گردند . [ مصر ] ع :
بكل نتوان رخ خورشيد پوشيد
چنانچه القصه در اين سال سعادتاشتمال ( 171 ب ) برخى از مخاصمين بدانديش و