و جارح ، به اجراى امر واضح
« النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ »
114 سمت اختصاص يابد . و بدين سبب نيز جمعى از آن قوم شقاوتاختصاص به مكافات اعمال به قصاص مىرسند . و بقية السيف ايشان به آقانزار مينباشى و ساير يوزباشيان سپرده شده املاك و باغات و عمارات آن طايفهء طغات كه در حضور اهل خبرت به مبلغ يكهزار و نود و هشت تومان به قيمت درآمده بوده حسب الرقم به ضبط وزير قم ( 170 ب ) داده مىشود و قدرى از دواب و اغنام آن قوم
« أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ »
115 كه به عنوان غنيمت به دست غازيان نصرتفرجام افتاده بوده به انعام ايشان مقرر مىگردد .
و پس از وصول اين اخبار مسرتآثار به دربار عظمتمدار حسب الفرمان قضا - جريان به عهدهء يوزباشى آجرلو مقرر گرديده كه آن اسيران قيد خذلان را كه موازى پانصد و هفتاد و هفت نفر بودهاند با جماعت الواير كه قبل از اين گرفتار سلسلهء ادبار گرديده بودهاند به مرو برد و به بيگلربيگى آنجا سپرده قبض ، بازيافت و به درگاه جهانپناه آورد كه مشار اليه آن زشتسيرتان افسادطلب را در حبس دائمى و تعب داشته قطع مادهء شر و شورشان شود .
« فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
116