تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨

شرح سوانح و وقايعى كه در اين سال فرخنده‌نشان در ولايت عربستان فى ما بين سيد فرج الله والى و مانع خذلان توأمان به امر داور منان روى نموده و امورى كه در الكاء بصره نقاب حجاب از چهرهء ظهور گشود

چون داور منان و كردگار جهان جلت عظمته به مؤداى
« قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ »
20 يكى از بندگان پسنديدهء خود را به تأييد سديد
« وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ »
21 و به تشييد شديد
« وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً »
22 مشيد سازد كه آن بندهء مقبل پس از وصول توفيق شامل از جانب مالك الملك عادل ، به ادراك عقل درّاك ، فحواى صدق انطواى
« هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ »
23 را ( 151 ب ) استدراك نموده به يقين داند كه داور بىنياز ، اجر جزيل عمل جميلش را به مقتضاى
« إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ »
24 باز در كنار او مىگذارد و همت بر استرفاع اعلام دين مبين و استدفاع اعداء موحدين گمارد ، واضح‌ترين علامتى بر حصول مطالبش ، آن و روشن‌ترين امارتى بر وصول به مآربش ، همان است كه لحظه به لحظه مبشران عالم غيب به بشارت
« إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ »
25 گوش هوش را مىنوازند و لمحه به لمحه هاديان معالم لا ريب به مؤداى
« وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا »
26 طريق انيق اقبالش را از وجود مردود غولان ضال مىپردازد . [ شعر ] :
هر كه او را تو كسى انگاشتى * همچو خورشيدش به نور افراشتى
چنانچه مصدوقهء اين مقال صدق اتصال ، حال سعادت‌اشتمال نواب كامياب اعليحضرت سايهء ذو الجلال است كه قادر لم يزل و لا يزال ، ذات همايون بىهمال آن طرازندهء ديهيم‌جاه و جلال را از الطاف لاريبى به نحوى مؤيد به تأييدات غيبى فرموده كه از به دو ظهور تباشير صبح دولت بىزوال ، در همه حال به حمد الله المتعال آوازهء استكمال شوكت و اقبال آن برگزيدهء قادر ذو الجلال به مؤداى
« وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ »
27 به گوش هوش قاطنان ربع مسكون و ساكنان جهان بوقلمون رسيده و مىرسد . و هر آن مدبر برگشته روزگار كه به زور سرپنجهء زوركار خويش ، نازان گشته گردن سركشى از گريبان طغيان مىكشد ، يلمان تيغ سطوت بليغش به فحواى
« فَقُطِعَ
( 152 آ )
دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا »
28 مادهء فساد و حسم مايهء استبداد آن سپرندهء طريق عناد مىكند . از جمله آنكه به نحوى كه در طى نگارش وقايع سال سابق گزارش 29 يافت ، مانع
دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 178 | محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى / محمد نادر نصيرى مقدم