تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
نزول اجلال فرموده بعد از تختيم ايام سوگوارى و تقديم به مراسم تعزيه‌دارى ، در بيست و يكم شهر مزبور ثانيا ساحت آن باغ را تجلىگاه انوار شوكت و اقتدار ساختند و پس از چندى عرصهء مينومثال باغ هزار جريب را مخيم سرادقات جاه و جلال فرموده از آنجا به تاريخ روز شنبه هجدهم شهر ربيع الاول به عزم سير و شكار ييلاقات فرح‌آثار در حوالى آتشگاه نزول اجلال فرموده به دولت و اقبال متوجهء ييلاقات گرديده تا پانزدهم شهر جمادى الاولى در منازل باصفا و مراحل بهجت‌فزا به دولت و اقبال به سير و شكار اشتغال فرموده به تاريخ مزبور مانند آيهء رحمت ذو الجلال به باغ سعادت‌آباد ارم مثال نزول اجلال فرمودند و به تاريخ بيست و يكم شهر مزبور دولتخانهء شهر را از قدوم سعادت‌لزوم ، پرنور و رشك ( 150 ب ) مرحل طور فرموده باقى ايام سال فرخنده - اشتمال را به جاه و جلال در آن مقام عزت و اجلال سپرى ساختند . و جمعى كه در اين سال سعادت‌مآل ، مشمول نوازشات شاهى و تلطفات پادشاهى گرديدند از جمله صفى قلى بيك بود كه سابقا به نيابت خدمت ديوان بيگىگرى ممتاز گرديده بود و در اين اوان اصالت به آن منصب و الا سرافراز شد . ديگر مهدى قلى بيك ( * ) نوادهء قرچقاى خان به خدمت با سعادت توليت مرقد منور نواب طوبى آشيان قدس - مكان ، مفتخر و مباهى و مشمول عواطف الهى و عوارف شاهى گرديد . ديگر مهدى قلى سلطان ولد باقر سلطان حاكم سابق سابق بحرين ، غواص يم بىكران برو امتنان شاهى و به دست آوردن لوءلوء والاى حكومت آنجا مباهى شده گلشن آمال ابراهيم خان حاكم سابق سبزوار ثانيا به زلال حكومت آنجا حضرت آثار و به بلندنامى لقب خانى نصيبه‌ياب مايهء افتخار گرديد . و الله ويردى خان حاكم گرايلى ، سربلند منصب ارجمند ايالت شيروان گشته مصطفى خان ولد درويش محمد خان ، شرفياب حكومت الكاى خوار و سمنان گرديد و كام مرام دورميش خان خويش اصلان خان ، لذت‌ياب شهد ايالت قندهار و به اسم گرامى منصور خان ، سرافراز نيكنامى و افتخار گرديده حكومت الكاء گرشك به بهرام سلطان ولد او عنايت و مرحمت شد و حكومت الكاء ماروچاق به عبد الله خان حاكم سرخس و حكومت الكاء مزبور به برادر مشار اليه ، شفقت گشت و ملك جعفر خان ( 151 آ ) حاكم سابق سيستان مرة اخرى مشمول تلطفات شاهى و به حكومت الكاء مزبور سرافراز و مباهى گشته محمد على خان حاكم سابق بندر مبارك عباسى به ايالت ولايت دار الامان كرمان ، سرافراز گرديد . و چون طغيان سليمان بىايمان ، مكررا مقروع سمع همايون بندگان ثريامكان گرديده بود ، عباس قلى خان حاكم سابق گنجه را حايز كنوز عوارف بىدريغ فرموده به سردارى جنود ظفرورود و دفع غايلهء آن مردودش سرافرازى و يرليغ بليغ دادند و به ايالت ولايت قلمروش ممتاز ساخته تاج وهّاج آن عارفهء عظمى را بر فرق بندگى التوايش نهادند .
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ »
19