مأمور بود مقرر فرمودند كه در آنجا حركت ناهنجار آن تيرهروزگار را عرض و اظهار نمايد كه بنابر مراعات صلح و صلاح مشيد الاركان و منسوب بودن آن تيرهروان به دولت آل عثمان ، سپاه ظفرپناه به تنبيه آن مدبر روسياه مأمور نشدهاند . و جمعيت سپاهى كه در آن سرحد رو [ ى ] داده ( 116 آ ) به جهت دفع ضرر او بوده و اگر مبانى صلح و دوستى به نحوى كه نزد بندگان درگاه خلافتپناه مشدد است ، نزد خدمتگزاران آن آستان هم مشيد بوده باشد ، بر اولياى آن دولت فخيم به مقتضاى
« إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ »
149 دفع ضرر و رفع شور و شر آن مردود رجيم ، امريست حتيم و اگر در اين باب ، از آن جانب موالات مجانب ، تساهل و تسامحى به ظهور رسد ، لابد از اين صوب شرف ادب ، به دفع او خواهند پرداخت و دماغ غرورش را از بادهء اياغ شر و شور ، تهى خواهند ساخت .
و پس از آن ، امر به احضار مرتضى قلى بيك از كرمانشاهان كه به علت عدم تجارب او در اطوار كارزار ، چشمزخمى چنان ، خال رخسار دولت ابد مدار گرديد ، صادر شده مهرعلى بيك به مرتبهء نيابت حكومت آنجا رسيد .
و سليمان خذلاننشان به علت آنكه به تطميع و تحريك حكام آن سرحد ، رستم - بيك و ابدال بيك برادرزادههاى او ، از او دلگير و جدا شده و علامت استجابت دعاى « اللهم اشغل الظالمين بالظالمين » 150 در ميان آن اخوان الشياطين ظاهر و هويدا گرديده بود و برادرزادههاى مزبور اظهار التجاء به درگاه جهانپناه و استدعاى مسكن و آرامگاه نمودند ، در حينى كه جانى خان حاكم ارومى و ايل افشار ، سردار عساكر انجمشمار آن ديار بود ، دم از مصالحه زده استدعاى ( 116 ب ) عفو زلات نمود . و در بهار اين سال ، پاى افساد و اخلال در دامن ادب و تقاعد پيچيده بود .
چون حرارت هواى تابستان به هنگام گرمى روزگار نار ، احراقى برافروخت ، آن مغرور تبهكار ، مادهء به سيلان آمدهء عداوت و عناد را در فانوس دماغ ، روغن چراغ فتنه و فساد نموده پنبهء نرمى را فتيلهوار بسوخت و عقود مواثيق و عهود خود كه مصدوقهء مضمون صدق مقرون
« يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يَكْتُمُونَ »
151 بود ، فراموش و ملايمت كارگزاران درگاه عرش اشتباه را كه به فحواى
« فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى »
152 با آن فرعونى نهاد شقاوتبنياد مينمودند ، پنبهء گوش ساخته به تسويلات شياطين اكراد ، با برادرزادههاى بدنهاد خود صلح نموده به قصد ييلاميشى به حوالى و حواشى ييلاقات كردستان آمده دست بىاعتدالى ، دراز و باز در فتنه را باز و اكثرى از اكراد رعاياى آن محال را به سمت گرمسيرات مغان فرارى نمود و چون يكى از خويشان بدانديشان خود را به تعاقب جماعت فرارى مأمور ساخته بود ، محمد خان بيگلربيگى كردستان جمعى از غازيان را به منع زيادهرويهاى آن ستمكيشان ، مقرر داشته