اجل و فنا از دست ساقى قضا مىپيمود تا آنكه تيرگى شب در ميان جان آن قوم شرارتجو و فوج هميشه غالب آجال بىريا و رو ، به ميانجىگرى آمده از دست غازيان جرأت توأمان ، امان يافته ، كشتگان خويش را برداشته فرارى ديار ادبار گرديده و موازى سه سر و يك زبان به دست غازيان جانفشان افتاده تتمهء مقتولين را به قصبهء نهوبندان مىبرند .
دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى
ص٨٦