تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
نفس امارهء لئيم ، مصروف و پيوسته نيت خويش را بر استقصاء اقسام لهو و لعب و پيروى مموهات ابليس رجيم معطوف داشته از انقياد اوامر حكيم دانا و تحصيل سعادت عقبى دست داشته بليه [ اى ] ظاهر سازند . در حينى كه انوشهء بىدين از خود حركات ناشايست و ظلم و بيداد مثل تاخت دار المؤمنين استرآباد و قتل جمع كثيرى از مردم آنجا به مقتضاى طبع سرشتهء جور و عناد و اسر جم غفيرى از عيال و اطفال سادات و مؤمنين باصلاح و سداد و به معرض بيع و رقيت در آوردن ايشان و متفرق ساختن در امصار و بلاد ، پردهء حيا و انفعال را دريده و از قرار ماصدق
« خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ »
37 ( 76 آ ) گرديده به بىحيايى تمام و طمع‌هاى خام و اغراض فاسده و مدعيات باطله بىمحابا و بىباكانه سفر مكهء معظمه را بهانه نموده به تاريخ شهر رجب سنهء 1105 كه اواخر زمان سلطنت نواب طوبىآشيان قدس مكان است داخل ممالك محروسه شده اظهار شوق ملازمت باسعادت و آرزوى ادراك شرف پاىبوس با ميمنت مىكرد . از آنجا كه دو صفت و الا و دو خصلت معلى ، لازم سلطنت عظمى و ملزوم خلافت كبراى اين خاندان عزت و اعتلاء مىباشد ، يكى لطف مهمان‌نوازى و مرحمت كه به حكم سبقت رحمته غضبة ، پيشرو صفات آن متخلق به اخلاق الله و مستلزم اعزاز و احرام و اكرام آن ظلم‌پيشهء روسياه و ديگرى باز خواست غضب و دورباش سطوت كه نمونهء
« نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ »
38 و مستوجب اقتدار آن حديقه و بازپناه بود و اين دو شيمهء ستوده و اين دو سخيهء مرضيه با هم معارضه داشته و متصدى بودن عارضه به مزاج مبارك نواب طوبىآشيان قدس‌مكان ، تعويق اختيار احدين را مقرون به مصلحت دانسته آمدن او را به درگاه جهان‌پناه مناسب ندانسته فرمان قضاجريان صادر شد كه : چون ظاهرا ارادهء حج بيت الله و مدينهء طيبهء خير خلق الله ، مذكور زبان آن نفاق بيان گمراه است و وقت ، تنگ شده مقرب الحضره محمد على بيك يساول صحبت مجلس بهشت آيين مبلغ يكهزار تومان جهت او برده تا سرحد ممالك محروسه مهماندارى ( 76 ب ) و بعد از بيرون رفتن از قلمرو پادشاهى معاودت نمايد كه بعد از آنكه از آن سفر خير اثر ، مراجعت و ادراك توفيق توبه و انابت نمايد ، اگر وقت مقتضى و مصلحت متقاضى باشد ، به شرف ملازمت [ هم ] سعادتمند و به عزّ بساطبوس محفل جنت‌مشاكل ، ارجمند گردد . و مهماندار مزبور حسب المقرر به ايلغار روانه شده در مشهد مقدس معلى با او ملاقات و وجه انعام را تسليم مشار اليه و فرمان واجب الاذعان را تبليغ نموده مقارن آن بارش نيسان مرحمت مالك الملك كريم و اهتزاز نسيم عاطفت پادشاه على الاطلاق رحيم ، بهارستان اثقال خورشيد دولت و اقبال در بيت الشرف عظمت و استقلال بر سرير