تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
ايشان را در روز ممات ، مات و فيل‌بند حيرت و هيمان هنگامهء عرصات ساخته معلوم شود كه آنچه باخته ، برده‌اند ، سالك طريق اجتناب بوده به هيچ وجه پيرامون آن عمل شنيع نگردند . و كل بيت اللطف و قمار و چرس‌فروشى و بوزه‌فروشى ممالك محروسه را كه هر سال مبلغهاى خطير مىشد به تخفيف و تصدق فرق فرقدساى اشرف مقرر فرموديم و در اين ابواب ، صدور عظام و علماء اعلام و فقهاى اسلام وثيقهء انيقهء عليحده مؤكّده به لعن ابدى و طعن سرمدى كه مزين و موشح به خط گوهرنثار همايون است به سلك تحرير كشيده‌اند ، مىبايد كه بعد از شرف اطلاع بر مضمون رقم مطاع لازال نافذا فى الاقطاع و الارباع مقرر دارد كه در كل محال متعلقهء به خود ، ساكنين و متوطنين به قانون اظهر از هر شريعت غرّا و طريق اظهر ملت بيضاء ، ناهج منهج صلاح و سداد بوده مرتكب ( 48 ب ) امور مزبوره نگردند و بدكاران را در حضور اهالى شرع شريف و كلانتران و ريش‌سفيدان محلات ، توبه دهند و مرتكبين محرمات مزبوره را تنبيه و تأديب و التزام بازيافت نموده هرگاه اشتغال به آن افعال ذميمه نمايند ، بر نهج شرع مطاع ، حد جارى و مورد موأخذه و بازخواست سازند . 105 چنانچه احدى به افعال ناشايست قيام نمايد و ديگرى مطلع گرديده اعلام ننمايد ، آن شخص را به نوعى تنبيه نمايند كه موجب عبرت ديگران گردد . و به علت وجوهات مزبوره چيزى بازيافت ننموده نگذارند كه آفريده [ اى ] بدان علت دينارى طمع و توقع نمايد و خلاف كننده [ اى ] از مردودان درگاه الهى و محرومان شفاعت حضرت رسالت‌پناهى و مستحقان لعن و نفرين حضرات ائمهء معصومين صلوات الله عليهم اجمعين و ملائكهء آسمان و زمين باشد . و اهالى و اوباش را نيز از كبوترپرانى و گرگ‌دوانى ( * ) و نگاهداشتن گاو و گوسفند و ساير حيوانات جهت جنگ و پرخاش كه باعث خصومت و عناد است ، ممنوع ساخته سد آن ابواب را از لوازم شمرده دقيقه [ اى ] در استحكام احكام و اشاعت و اجراى اوامر شريفه فرو گذاشت ننمايند . و رقم قضاشيم معدلت مضمون را بر عموم خلايق خوانده ، برسنگ ، نقش و در مساجد جامعه نصب نمايند . و در اين ابواب قدغن دانسته هر ساله رقم مجدد طلب ندارند . » 106 و حسب الامر الاعلى عالىجاه موسى بيك ديوان بيگى و داروغهء اصفهان مدتى اوقات صرف كرده به نسق آن ( 49 آ ) پرداختند . و معركه‌گيران و مقلدان و كشتىگيران و حقه‌بازان ( * ) و قوچ‌بازان و مقامران را از جميعت و چرس و بنگ و باده‌فروشى و كبوتربازان را از بلندپروازى هواى طبيعت انداختند . و فواحش و قوالان را نزد عالى - حضرت علامى فهامى مجتهد الزمانى فرستاده از اعمال شنيعه و افعال قبيحهء خود تايب و نادم و گوشه‌نشين ساختند و اكثر را به عقد ازدواج مردم ديندار در آورده به جهت بعضى كه خواستگارى بهم نرسيد ، به كدخدايان و ريش‌سفيدان محلات سپردند كه از احوال ايشان مخبر بوده بعد از آنكه خاطب معتبرى بهم رسيد طرفين را به دار الشرع
دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 51 | محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى / محمد نادر نصيرى مقدم