تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
الابصار گشته و هر يك را زينت اكليل پادشاهان عظيم الاقتدار و آويزهء گوش دلبران سيمين‌عذار نموده كه صاحبان هوش و هنگ و مالكان عقل و فرهنگ استنباط نمايند كه هر حضيضى را اوج و هر هبوطى را عروج به ذروه و هر بدى را مكافاتى مقدر است . اگر عهدى در حضيض مذلت با خاك ره برابرى نمايند ، به تربيت آفتاب عنايت الهى ، چندى هم در اوج عزت ، از افلاك برترى نمايند . و اگر مدتى بر صبر ، در شدايد ، چون سنگ خاره جان سختى كنند 109 به اقبال پرتو خورشيد عاطفت ظل اللهى ، قرنى هم در قلل جبال ( 50 ب ) رفعت ، سرورى كنند . و اگر مظلوم ستم رسيده ، ناچار بر ظلم ظالم ساخته ، آخر به مكافات و تدارك آن استيلا يافته . شاهد اين مقال ، سوانح اول جلوس ميمنت‌مأنوس شهريار كامكار سايهء كردگار است . يكى از آن جمله آنكه در روز اول جلوس ميمنت مقرون ، محمد على سلطان حاكم گرشك بر سر مير لله سركردهء بلوچ طاغوكى كه با گروه 110 انبوه از آن صحرانوردان باديهء بىباكى ، بعضى از محال گرشك و حوالى را تاخته و به قتل و غارت بسيار پرداخته ارادهء مراجعت داشته مىرود و به فريادرسى شحنهء عدل اقبال بىزوال پادشاهى ، به دادخواهان مظلومان آن يغمائيان وادى گمراهى را تماما قتل و اسر و فتح نمايان كرده بود . و ديگرى آمدن انوشه‌خان بىايمان والى سابق خوارزم است كه در كمال خفت و خذلان به سياه‌رويى طى بوادى عصيان ، گرفتار نكال سوء اعمال و افعال بىپايان گرديده . و ديگرى در صلح زدن و راه آشتى گشودن سليمان كرماج به توسط عالىجاه جانى خان حاكم ارومى و ديگرى تنبيه و گوشمال يافتن جماعت تركمانان تكه ساكن استرآباد است كه بنابر زيادتى دست‌درازى و بىحسابات ، حاكم كبود جامه به تنبيه ايشان پرداخته فتح كرده بود كه تفصيل هر يك از وقايع مبشرهء مذكوره در موضع خود نگاشتهء كلك و بنان احوال ترجمان گشته . عالميان اميدوار كوتاهى دست تطاول ظالمان ، در روزگار ( 51 آ ) فرمانروايى آن پادشاه بخت‌جوان شده ، « سالى كه نكوست از بهارش پيداست » به گوش هوش حقيقت‌نيوش آگاه‌دلان رسيد و صوفيان صافى عقيدت و بندگان اخلاص طريقت كه همواره به صدق نيت و خلوص طويت در راه دين و دولت اباعن جد ، كمر سعى و جهد و جدّ بر ميان جان بسته و شيشهء امانى و آمال خويش را به جهت تحصيل رضاى ولينعمت اشفاق‌كيش ، بر سنگ متاعب و مشاق زده شكسته بودند ، مشمول شفقتهاى گوناگون و عنايتهاى از حد افزون فرموده ديگران هم كه بهره [ اى ] از عنايات خسروى نيافته بودند مستظهر به اشفاق و الطاف بىكران پادشاهى و اميدوار به عنايات و اعطاف بىپايان شاهنشاهى گرديدند . لاجرم به ذكر بعضى از آنها افراد دفتر سخاى حاتم طايى را از دفترخانهء روزگار به باد فناى نسيان مىدهد و اوراق كتب عدالت نوشيروان عادل را از كتابخانهء ليل و نهار به