تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣

ذكر ظهور آثار و علامات ثمربخشى نهال برومند اقبال و شأن و دوحهء سربلند سلطنت و اجلال موهوبى مالك الملك منان

در حديقهء حرم ( 49 ب ) از سلسال عنايت كريم ذو الجلال و الاحسان به اهتزاز نسيم تأييد كردگار مستعان و آبيارى بارش سحاب توفيق موفق رحمن و شهد آمود نمودن كام اخلاص بندگان آستان ملائك پاسبان به عنايتهاى بىكران و شفقتهاى بىپايان و تفويض مناصب جلى الشأن به صوفىزادگان اخلاص نشان تعالى الله مالك الملك ذو الجلال و سبحان الله قادر ذى البطش متعال كه به جهت ظهور كمال عظمت و سلطنت و نهايت قدرت و عجايب صنعت خويش خاك را كه در حضيض مذلت ، به خاك راه بودن مثل زنند پايمال كس و ناكس و منبت هر خار و خس و مغلوب امثال خود از افراد آخشيجان به بردن باد و شستن آب و سوختن آتش سوزان و مكسور الاعتبار نظر انسان و حيوان ساخته ، آن استعداد بخشيده كه به بارش سحاب عنايت مسبب الاسباب كردگار و تربيت آفتاب جهانتاب مربى عالم بىمدار ، به خبر صدق اثر
« خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ »
107 مادهء ايجاد اشرف انواع مخلوقات روزگار و مولد گلهاى رنگارنگ نزهت بينندگان چشم اعتبار و منبت ادويهء الوان سم و ترياق آيات اولى الابصار و مخزن زر كامل عيار زيب تاج اعتبار شهرياران كامكار و به مكافات عليه امثال ، چندى هم بر آنها غالب گشته به منع باد و شرب آب و اطفاء نار ، اثر استيلاى او ، ظاهر و نمودار گرديد . و سنگ در نظرها ، ( 50 آ ) بىسنگ را كه از مثل سنگ راه شدن ، بىاعتباريش معلوم هر صاحب فرهنگ است و به دست هر كه افتاد ، [ د ] ورش انداخته و به پاى هر كس آمده ، لگدكوب حوادثش ساخته و كوره‌پزش سوخته و سحاء در كورهء شيشه‌گرش گداخته و هر صاحب قدرتى ، دشمن خود را به آن نواخته ، به حكايت صدق آيت
« وَ الْجِبالَ أَوْتاداً »
108 كرهء زمين را بر روى آب بىتمكن ، باعث قرار و به فيض مدرار ابر گوهربار قدرت آفريدگار و به آتش پرتو نظر تربيت ثابت و سيار انجم فلك دوار ، آب و رنگى يافته كه بعضى ياقوت آتشبار و بعضى الماس عظيم الاعتبار و پاره [ اى ] لعل شعله‌بار و در مكانى درّ آبدار و در موضعى يمنى ميمنت‌آثار و در جايى زمرد كوركن چشم افعى زهردار و در محلى سرمهء چشم اولى -