امير المؤمنين تحمل اين معنى نياورد و گويد كه : اين اموال خاصهء منست و بىمحل مصروف گشته . جعفر گفت : امير المؤمنين در حق من زياده ازين انعام فرموده است و من در ملازمت او درم و دينار بسيار ايثار نمودهام . گفتم : دشمنان و حاسدان اين صورت را بر وجهى ديگر عرض كنند و گويند كه : كسى كه دويست تومان در يك سرا خرج نمايد توان دانست كه ساير اخراجات او چه مبلغ باشد و اين سخن زود در دل سلاطين مؤثر افتد . جعفر گفت : اگر امير المؤمنين جهة تعمير اين سرا مرا بازخواست كرده اين نوع سخنان گويد بعرض رسانم كه : امير المؤمنين را نزد بسيارى از اركان دولت و اعيان حضرت اموال و نعم بىنهايت است كه بر كفران نعمت اقدام نموده آن را پوشيده مىدارند و من مردىام كه انعام و احسان خليفهء دوران را ظاهر و هويدا گردانيده مردم را ندا كردهام كه : بيائيد و مشاهده نمائيد كه امير المؤمنين را در ذمت من چه مقدار حقست . ابراهيم گويد كه من گفتم كه : [ اگر ] امير المؤمنين با تو در مقام مناظره آيد اينها توانى گفت و الا مهم اشكالى تمام پيدا كند .
ديگر از اسباب تغير مزاج هرون الرشيد نسبت ببرامكه قصهء عباسه است : بيان اين سخن آنست كه رشيد بمجلس بزم و طرب رغبتى بينهايت داشت و از اختلاط جعفر برمكى و مصاحبت خواهر خويش عباسه كه هريك بلطف طبع و حسن گفتار يگانهء روزگار بودند شكيبائى نداشت ، بنابرآن در باب اجتماع آن دو حريف ظريف در يك مجلس چنان كه بحسب شرع شريف عيبى به آن لاحق نشود فكرى نموده يا جعفر گفت : مرا
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 49
مساهمون: غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
ص٤٩