تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
برادر گفت كه : اگر خليفه اموال بيت المال را بدين منوال صرف نمايد باندك زمانى از جنس درم و دينار در خزانهء عامره فلسى نماند . اكنون انسب آنست كه اين صدهزار دينار را بر رهگذر خليفه پراكنده بنهند تا او بداند كه بهاى اين كنيزك چه مقدار زرست ، شايد كه آن مبلغ در چشمش بسيار نموده از سر بيع كنيزك درگذرد . يحيى و فضل اين راى را استحسان فرموده جعفر خازن را گفت تا برين موجب بتقديم رسانيد و چون رشيد از خانه بيرون آمده بسر آن نقود رسيد پرسيد كه : اين خزانه را از كجا آورده‌اند ؟ خازن گفت : اين بهاى آن كنيزكست كه به خريدن او حكم صادر گشته . هرون فرمود كه آن مال را برگرفته در مخزن عليحده نهادند و آن را موسوم ببيت المال العروس كرد و بدين تقريب آغاز تفتيش و تفحص خزاين فرموده نزد او بوضوح پيوست كه برامكه بسيارى از اموال ديوان متصرف گشته به مصرف و غير مصرف صرف كرده و ازين جهة غبارى بر حاشيهء ضمير او نشست . از ابراهيم بن مهدى بن منصور منقولست كه گفت : بنابر كمال صداقت و اتحاد كه ميان من و جعفر بن يحيى بود روزى جهت اقامت مراسم تهنيت بسرائى كه نو بنا كرده بود رفتم ، در اثناى محاوره با من گفت : يا ابراهيم ، سخن منصور بن زياد را كه در حق اين سرا گفته شنيده‌اى ؟ گفتم : نى ، بيان فرماى كه چه گفته ؛ گفت : ازو پرسيدم كه درين سراى هيچ عيب مىبينى ؟ گفت : بلى درين منزل درخت خرما نيست . ابراهيم گويد من گفتم : عيب سراى تو آنست كه بيست بار هزار هزار درم درين عمارت صرف كرده‌اى و من از آن ميترسم كه