و چنان كه « 1 » مشاهده فرمودى تمشيت اين مهمات بوقوع انجاميد و حق عزّ و علا ابواب لطف و مرحمت امير المؤمنين را بر روى عبد الملك بواسطهء من مفتوح گردانيد « 2 » ،
مثنوى
وزير خردمند فرّخ نهاد * چو يابد تقرّب بدرگاه شاه « 3 »
از احسان كند مرد را بهرهور * برآرد مرادات اهل هنر
بتعظيم ارباب علم و كمال * بسى اهتمامش بود لا يزال
همه فاضلان را رعايت كند * بدين شيوه شه را هدايت كند
بسعيش بزرگان عالىمقام * ز الطاف شاهى بيابند كام
نزد ناظمان جواهر اخبار به صحت پيوسته كه در شهور سنهء ثمان و ثمانين و مائه « 4 » بنابر تقاضاى عادت روزگار و اقتضاى شيوهء ناستودهء فلك جفاكار ، بلكه بمحض قضاى آفريدگار و تقدير حضرت منتقم جبار مزاج هرون الرشيد « 5 » بر آل برمك تغيير پذيرفت و هريك از ايشان بانواع بلا مبتلا گشته راه عدم پيش گرفتند ،
مثنوى
اين بود عادت سراى سپنج * كه بود گنج او قرين با رنج
نيست بىانتقال اقبالش * زود تغيير يابد احوالش
و اسباب تغير مزاج بر برامكه بسيارست و ثبت بعضى از آن
هامش
( 1 ) در اصل : « چنانچه »
( 2 ) در اصل افزوده شده است « و لاغرو » كه به هيچ وجه معنى ندارد
( 3 ) در اصل چنين است و پيداست كه در قافيهء مصرع اول يا دوم تحريفى شده و يا اينكه دو مصرع از ميان افتاده است .
( 4 ) سال 188
( 5 ) در اصل افزوده شده « عليه اللعنه » .