محمد او را بوزارت سلطان صاحبقران سرافراز ساخت . اما خواجه حسين بواسطهء كمال علم و فروتنى كما ينبغى بمراسم آن امر خطير نتوانست پرداخت . بنابرآن معزول شده ، بار ديگر بمرو شتافت و در آن ديار فى سنهء . . . . . « 1 » وفات يافت .
خواجه ابو اسحق
سردفتر مستوفيان آفاق بود و در علم سياق همهكس بتقدم « 2 » او اعتراف مىنمود و در زمان استيلا و استعلاى خواجه مجد الدين محمد روزى چند بمنصب وزارت رسيد و بعد از انقضاى اندكزمانى معزول گشته ، فى سنهء . . . . « 3 » متوجه عالم آخرت گرديد .
خواجه نعمت الله سرخ
مدت مديد در سلك اعاظم نويسندگان ديوان سلطان صاحبقران منتظم بود و باعمال « 4 » بزرگ و اشغال خطير اشتغال مىنمود و در آن اوقات كه كوكب شوكت و اقبال خواجه مجد الدين محمد باوج جاه و جلال رسيد و عمال ديوان را مواخذ و معاقب گردانيد « 5 » خواجه نعمت اللّه متوهم شده ، فرار بر قرار اختيار كرد و يكى از ملازمان آستان سلطنت آشيان از عقب رفته و او را گرفته ، به نظر خواجه مجد الدين محمد آورد و آن جناب مبلغ كلى بر خواجه نعمت اللّه تحميل فرمود . اما پس از آنكه آن وجوه را ادا نمود خواجه مجد الدين محمد همت بر تربيت خواجه نعمت گماشته ، او را بتقلد منصب وزارت سرافراز ساخت و چون خواجه نعمت اللّه چندگاهى بلوازم آن امر قيام نمود از تحكمات خواجه مجد الدين
هامش
( 1 ) در اصل خ نوشته نشده
( 2 ) در اصل خ : بتقديم
( 3 ) در اصل خ نوشته نشده .
( 4 ) در اصل خ : اعمال
( 5 ) در اصل خ : كردانيده