تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
- - « 1 » بيت
دل بسى خون به كف آورد ولى ديده بريخت * اللّه اللّه كه تلف كرد و كه اندوخته بود ! « العزة و البقاء للّه الملك « 2 » * المعبود و هو العفو الغفور الودود »
.

خواجه امين الدين محمود

برادر خواجه افضل الدين محمد بود و بشرب شراب « 3 » روح‌افزا و مصاحبت ماهرويان مشترىسيما بسيار اشتغال مىنمود . بحسن خلق و وفور كرم از امثال و اقران امتياز داشت و همواره خيال هم‌نشينى و مجالست اهل طبع و اصحاب فضل بر لوح خاطر مى نگاشت و در سنهء تسع و ثمانين و ثمانمائه « 4 » بمنصب وزارت سلطان صاحبقران رسيد و قرب پنج سال در آن منصب روزگار گذرانيده ، در آن اوقات كه برادر بزرگوارش بجانب عراق شتافت معزول گرديد و چون چندگاه بىآنكه مقيد بمنصبى باشد در « 5 » دار السلطنهء هراة بسر برد نوبت ديگر مشمول التفات پادشاه خجسته‌صفات گشته ، ثانيا « 6 » بمنصب بلند وزارت رسيد . اما خواجه قوام الدين نظام الملك در ايام كمال اعتبار و اختيار او را مواخذ و محبوس گردانيد و خواجه امين الدين محمود پس از يك دو سال فرصت يافته ، درزى عورات از حبس گريخته ، تا زمان وصول خواجه افضل الدين محمد در گوشه‌اى منزوى بود و چون آن جناب بعد از مراجعت از عراق بمناصب عليه سرافراز گشت
هامش
( 1 ) در ق شرح حال يازده وزيرى كه پس ازين خواهد آمد از اينجا در نسخه نوشته نشده ( 2 ) در اصل خ : و البقاء الله للملك ( 3 ) در اصل خ : سراب ( 4 ) سال 889 ( 5 ) در اصل خ : از ( 6 ) در اصل خ : ثانيه
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 441 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير ) / سعيد نفيسى